frontages

[ایالات متحده]/ˈfrʌntɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈfrʌntɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمای ساختمان; ناحیه در جلوی یک ساختمان; عرض یک ناحیه خالی

عبارات و ترکیب‌ها

commercial frontages

نمای تجاری

street frontages

نمای خیابان

property frontages

نمای ملک

building frontages

نمای ساختمان

retail frontages

نمای خرده فروشی

residential frontages

نمای مسکونی

main frontages

نمای اصلی

facing frontages

نمای رو به جلو

frontages design

طراحی نما

urban frontages

نمای شهری

جملات نمونه

the frontages of the buildings were beautifully designed.

نمای ساختمان‌ها به زیبایی طراحی شده بود.

frontages play a crucial role in urban planning.

نمای ساختمان‌ها نقش مهمی در برنامه ریزی شهری ایفا می کند.

many shops have colorful frontages to attract customers.

بسیاری از مغازه ها دارای نمای رنگارنگی هستند تا مشتریان را جذب کنند.

the frontages along the street were all renovated last year.

تمام نماهای خیابان در سال گذشته بازسازی شدند.

architects often focus on the aesthetics of frontages.

معماران اغلب بر زیبایی شناسی نماها تمرکز می کنند.

frontages can significantly influence property value.

نماها می توانند به طور قابل توجهی بر ارزش ملک تأثیر بگذارند.

they decided to enhance the frontages with new signage.

آنها تصمیم گرفتند با نصب علائم جدید، نماها را ارتقا دهند.

the frontages were adorned with beautiful murals.

نماها با نقاشی های دیواری زیبا تزئین شده بودند.

local regulations often dictate the design of frontages.

قوانین محلی اغلب طراحی نماها را تعیین می کنند.

frontages should complement the overall architecture of the area.

نماها باید با معماری کلی منطقه هماهنگ باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید