frontiersmen

[ایالات متحده]/frʌnˈtɪəzˌmɛn/
[بریتانیا]/frʌnˈtɪrzˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکنان زندگی در مناطق توسعه نیافته؛ افرادی که در مناطق دورافتاده زندگی می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

frontiersmen spirit

روحیه پیشگامان

frontiersmen lifestyle

سبک زندگی پیشگامان

frontiersmen tales

داستان‌های پیشگامان

frontiersmen adventures

ماجراهای پیشگامان

frontiersmen legacy

میراث پیشگامان

frontiersmen courage

شجاعت پیشگامان

frontiersmen history

تاریخچه پیشگامان

frontiersmen skills

مهارت‌های پیشگامان

frontiersmen culture

فرهنگ پیشگامان

frontiersmen challenges

چالش‌های پیشگامان

جملات نمونه

frontiersmen often faced harsh conditions in the wilderness.

مسافران اغلب با شرایط سخت در طبیعت وحشی روبرو بودند.

the stories of frontiersmen are filled with adventure and bravery.

داستان های مسافران پر از ماجراجویی و شجاعت است.

many frontiersmen were skilled hunters and trappers.

بسیاری از مسافران شکارچیان و دامگذرهای ماهر بودند.

frontiersmen played a crucial role in the westward expansion.

مسافران نقش مهمی در گسترش غرب ایفا کردند.

legends of frontiersmen have been passed down through generations.

افسانه های مسافران نسل به نسل منتقل شده اند.

frontiersmen often formed tight-knit communities for survival.

مسافران اغلب برای بقا جوامع منسجم تشکیل می دادند.

many frontiersmen were also skilled in navigation.

بسیاری از مسافران همچنین در ناوبری مهارت داشتند.

frontiersmen had to adapt quickly to changing environments.

مسافران باید به سرعت خود را با محیط های در حال تغییر تطبیق دهند.

the legacy of frontiersmen continues to influence american culture.

میراث مسافران همچنان بر فرهنگ آمریکایی تأثیر می گذارد.

frontiersmen often encountered native american tribes.

مسافران اغلب با قبایل بومی آمریکا روبرو می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید