she filled the fruitbowls with apples and oranges.
او سبد میوهها را با سیب و پرتقال پر کرد.
we need to wash the dirty fruitbowls after the party.
پس از جشن، ما باید سبد میوههای کثیف را بشوییم.
crystal fruitbowls are often displayed in the dining room.
سبد میوههای شیشهای معمولاً در اتاق ناهار گذاشته میشوند.
he placed the ceramic fruitbowls on the kitchen counter.
او سبد میوههای سرامیکی را روی میز آشپزخانه گذاشت.
these hand-painted fruitbowls are worth a lot of money.
این سبد میوههای نقاشی دستی ارزش زیادی دارند.
the store offers a discount on matching fruitbowls.
فروشگاه تخفیفی برای سبد میوههای مطابق ارائه میدهد.
please arrange the fresh fruitbowls for the guests.
لطفاً سبد میوههای تازه را برای مهمانان آماده کنید.
wooden fruitbowls add a rustic touch to the home.
سبد میوههای چوبی یک لمس خانوادگی به خانه اضافه میکنند.
she stacked the empty fruitbowls in the cupboard.
او سبد میوههای خالی را در لیفته پشتی را کنار هم گذاشت.
the cat tried to sleep inside the large fruitbowls.
گربه سعی کرد در داخل سبد میوههای بزرگ خوابد.
modern fruitbowls come in various abstract shapes.
سبد میوههای مدرن به شکلهای گوناگون مجردی عرضه میشوند.
he accidentally knocked two fruitbowls off the shelf.
او به طور غلط دو سبد میوه را از رف پایین آورد.
she filled the fruitbowls with apples and oranges.
او سبد میوهها را با سیب و پرتقال پر کرد.
we need to wash the dirty fruitbowls after the party.
پس از جشن، ما باید سبد میوههای کثیف را بشوییم.
crystal fruitbowls are often displayed in the dining room.
سبد میوههای شیشهای معمولاً در اتاق ناهار گذاشته میشوند.
he placed the ceramic fruitbowls on the kitchen counter.
او سبد میوههای سرامیکی را روی میز آشپزخانه گذاشت.
these hand-painted fruitbowls are worth a lot of money.
این سبد میوههای نقاشی دستی ارزش زیادی دارند.
the store offers a discount on matching fruitbowls.
فروشگاه تخفیفی برای سبد میوههای مطابق ارائه میدهد.
please arrange the fresh fruitbowls for the guests.
لطفاً سبد میوههای تازه را برای مهمانان آماده کنید.
wooden fruitbowls add a rustic touch to the home.
سبد میوههای چوبی یک لمس خانوادگی به خانه اضافه میکنند.
she stacked the empty fruitbowls in the cupboard.
او سبد میوههای خالی را در لیفته پشتی را کنار هم گذاشت.
the cat tried to sleep inside the large fruitbowls.
گربه سعی کرد در داخل سبد میوههای بزرگ خوابد.
modern fruitbowls come in various abstract shapes.
سبد میوههای مدرن به شکلهای گوناگون مجردی عرضه میشوند.
he accidentally knocked two fruitbowls off the shelf.
او به طور غلط دو سبد میوه را از رف پایین آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید