fruitfly

[ایالات متحده]/ˈfruːt.flaɪ/
[بریتانیا]/ˈfruːt.flaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مگس کوچک که روی میوه غذای می‌گیرد و تخم می‌گذارد.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

fruitflies are commonly found in kitchens during summer months.

مگروغ‌های میوه در ماه‌های تابستانی معمولاً در آشپزخانه‌ها یافت می‌شوند.

the fruitfly has a very short lifespan.

مگروغ میوه دارای عمر بسیار کوتاهی است.

scientists often use fruitflies in genetic research.

دانشمندان اغلب مگروغ‌های میوه را در تحقیقات ژنتیکی استفاده می‌کنند.

a single fruitfly can lay hundreds of eggs.

یک مگروغ میوه می‌تواند صد‌ها تخم بزند.

fruitflies are attracted to ripe and fermenting fruit.

مگروغ‌های میوه به میوه‌های رسیده و فرآوری شده جذب می‌شوند.

the laboratory maintains thousands of fruitfly cultures.

آزمایشگاه هزاران فرهنگ مگروغ میوه را حفظ می‌کند.

fruitflies reproduce rapidly under warm conditions.

مگروغ‌های میوه در شرایط گرم به سرعت تکثیر می‌شوند.

researchers study fruitfly behavior to understand genetics.

پژوهشگران رفتار مگروغ میوه را مطالعه می‌کنند تا ژنتیک را درک کنند.

a fruitfly infestation can quickly get out of control.

یک حمله مگروغ میوه می‌تواند به سرعت خارج از کنترل شود.

the fruitfly genome was sequenced in 2000.

ژنوم مگروغ میوه در سال 2000 توالی‌یابی شد.

fruitflies can be a nuisance in commercial kitchens.

مگروغ‌های میوه می‌توانند در آشپزخانه‌های تجاری مزاحمتی باشند.

drosophila is the scientific name for the common fruitfly.

دروزوفیلا نام علمی برای مگروغ میوه معمولی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید