fuchsias

[ایالات متحده]/ˈfjuːʃə/
[بریتانیا]/ˈfjuːʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهان از جنس Fuchsia؛ رنگ بنفش مایل به قرمز

عبارات و ترکیب‌ها

fuchsias blooming

شکوفه‌های فوشیا

fuchsias garden

باغ فوشیا

fuchsias colors

رنگ‌های فوشیا

fuchsias display

نمایش فوشیا

fuchsias varieties

گونه‌های فوشیا

fuchsias care

مراقبت از فوشیا

fuchsias potting

گلدان فوشیا

fuchsias pruning

هرس فوشیا

fuchsias species

گونه‌های فوشیا

fuchsias arrangement

چیدمان فوشیا

جملات نمونه

the garden was filled with vibrant fuchsias.

باغ پر از فوشیاهای زنده و پر جنب و جوش بود.

fuchsias thrive in shady areas.

فوشیاها در مناطق سایه‌دار رشد می‌کنند.

she loves to paint fuchsias in her artwork.

او عاشق نقاشی فوشیا در آثار هنری خود است.

fuchsias come in various colors and sizes.

فوشیاها در رنگ‌ها و اندازه‌های مختلف وجود دارند.

we planted fuchsias to attract hummingbirds.

ما فوشیا کاشتیم تا پرندگان کوچکی (کولیبر) را جذب کنیم.

fuchsias require regular watering to flourish.

برای رشد و شکوفایی، فوشیاها به آبیاری منظم نیاز دارند.

she arranged fuchsias beautifully in a vase.

او به زیبایی فوشیاها را در یک گلدان قرار داد.

fuchsias are popular in hanging baskets.

فوشیاها در سبدهای آویزان محبوب هستند.

in spring, fuchsias start to bloom.

در بهار، فوشیاها شروع به گل دادن می‌کنند.

she admired the delicate petals of the fuchsias.

او به گلبرگ‌های ظریف فوشیاها نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید