fullnesses

[ایالات متحده]/ˈfʊlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfʊlnəsɪz/

ترجمه

n. حالت پر بودن؛ فراوانی؛ ثروت؛ کامل بودن؛ تمامیت؛ بلوغ؛ رسیده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

spiritual fullnesses

کمالات معنوی

fullnesses of life

کمالات زندگی

fullnesses of joy

کمالات شادی

fullnesses of grace

کمالات لطف

fullnesses of experience

کمالات تجربه

fullnesses of being

کمالات وجود

divine fullnesses

کمالات الهی

fullnesses of nature

کمالات طبیعت

fullnesses of love

کمالات عشق

fullnesses of thought

کمالات تفکر

جملات نمونه

his life is filled with the fullnesses of joy.

زندگی او با سرشار از شادی پر شده است.

the fullnesses of nature can be seen in the blooming flowers.

سرشار از طبیعت را می توان در گل های در حال شکوفه دید.

she spoke about the fullnesses of her experiences.

او در مورد سرشار از تجربیاتش صحبت کرد.

in meditation, one can experience the fullnesses of the mind.

در مدیتیشن، می توان سرشار از ذهن را تجربه کرد.

the artist captures the fullnesses of life in her paintings.

هنرمند سرشار از زندگی را در نقاشی های خود به تصویر می کشد.

we discussed the fullnesses of friendship over dinner.

ما در مورد سرشار از دوستی در شام صحبت کردیم.

the fullnesses of the ocean are awe-inspiring.

سرشار از اقیانوس الهام بخش است.

he enjoys the fullnesses of different cultures.

او از سرشار از فرهنگ های مختلف لذت می برد.

the fullnesses of life can sometimes be overwhelming.

سرشار از زندگی گاهی اوقات می تواند طاقت فرسا باشد.

she appreciates the fullnesses of family gatherings.

او از سرشار از دورهمی های خانوادگی قدردانی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید