funiculars

[ایالات متحده]/fjʊ'nɪkjʊlə/
[بریتانیا]/fjʊ'nɪkjəlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یک طناب
n. یک راه‌آهن کابلی

جملات نمونه

The funicular railway takes tourists up the steep mountain.

راه‌آهن دوچرخه‌ای، گردشگران را به بالای کوه شیب‌دار می‌برد.

We rode the funicular to reach the top of the hill.

ما با دوچرخه ریلی به بالای تپه رفتیم تا به قله برسیم.

The funicular offers a scenic view of the city below.

دوچرخه ریلی منظره‌ای زیبا از شهر زیرین را ارائه می‌دهد.

The funicular ride was smooth and enjoyable.

سوار شدن به دوچرخه ریلی بسیار روان و لذت‌بخش بود.

The funicular is a popular mode of transportation in hilly areas.

دوچرخه ریلی یک وسیله نقلیه محبوب در مناطق تپه‌ای است.

The funicular ascended the mountain at a steady pace.

دوچرخه ریلی با سرعت ثابت به سمت کوه صعود کرد.

The funicular provides an easy way to access the mountain summit.

دوچرخه ریلی راهی آسان برای دسترسی به قله کوه فراهم می‌کند.

The funicular is a convenient way to travel between different levels of a city.

دوچرخه ریلی راهی مناسب برای سفر بین سطوح مختلف یک شهر است.

The funicular ride offers a unique perspective of the surrounding landscape.

سوار شدن به دوچرخه ریلی چشم‌اندازی منحصر به فرد از مناظر اطراف را ارائه می‌دهد.

Many tourists enjoy taking the funicular for its scenic views.

بسیاری از گردشگران از سوار شدن به دوچرخه ریلی برای دیدن مناظر زیبایش لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید