furlong

[ایالات متحده]/'fɜːlɒŋ/
[بریتانیا]/'fɝlɔŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی از طول برابر با 220 یارد در انگلستان.
Word Forms
جمعfurlongs

جملات نمونه

a furlong is an obsolete measure of length.

یک فرلونگ یک واحد طول منسوخ است.

he won by a short head after a great final-furlong duel.

او با یک سر کوتاه پس از یک دوئل نهایی فرلونگ بزرگ پیروز شد.

length wound stack furlong sugarbush vocable, thug all corners of the country too dissolute.

طول پیچیده بود، انباشته از فرلونگ، درخت شکر، کلمه، دزد، همه گوشه‌های کشور بیش از حد بی‌پروا.

The horse race is one furlong long.

مسابقه اسب‌ها یک فرلونگ طول دارد.

He ran a furlong before stopping to catch his breath.

او یک فرلونگ دوید قبل از اینکه برای نفس کشیدن متوقف شود.

The farm is located a furlong away from the village.

مزرعه در فاصله یک فرلونگ از روستا قرار دارد.

The track and field event includes a furlong race.

مسابقه دو و میدانی شامل مسابقه یک فرلونگ است.

The marathon is 26 furlongs long.

ماراتن 26 فرلونگ طول دارد.

The jockey led the horse by a furlong.

اسب‌سوار یک فرلونگ از اسب جلوتر بود.

The finish line is just a furlong away.

خط پایان فقط یک فرلونگ با ما فاصله دارد.

The racetrack measures the distance in furlongs.

مسیر مسابقه مسافت را به فرلونگ اندازه گیری می کند.

The furlong is a unit of measurement in horse racing.

فرلونگ واحدی برای اندازه گیری در مسابقات اسب سواری است.

The crowd cheered as the horses raced past the furlong marker.

تماشاگران تشویق کردند زیرا اسب ها از کنار نشانگر فرلونگ عبور کردند.

نمونه‌های واقعی

They decided to base their new mile on an old-timey measurement called a furlong.

آنها تصمیم گرفتند مایل جدید خود را بر اساس یک واحد اندازه‌گیری قدیمی به نام «فارلونگ» ایجاد کنند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

And she'll say, " Well, I think if you gave it an extra furlong, you might see a better result."

و او خواهد گفت: «به نظر من، اگر به آن یک فارلونگ دیگر اضافه کنید، ممکن است نتیجه بهتری ببینید.»

منبع: 2016 Most Popular Selected Compilation

Parliament eventually decided a mile should be made up of eight furlongs or 5280 feet.

پارلمان در نهایت تصمیم گرفت که یک مایل باید از هشت فارلونگ یا 5280 فوت تشکیل شود.

منبع: One Hundred Thousand Whys

A furlong was 660 feet, which is the length the team of oxen could plow in a day.

یک فارلونگ 660 فوت بود، که طول مسافتی بود که یک تیم گاو می‌توانست در یک روز شخم بزند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

Back the horse that's already several furlongs.

از اسبی که قبلاً چند فارلونگ جلوتر است حمایت کنید.

منبع: Financial Times Podcast

And it will be four furlongs.

و این چهار فارلونگ خواهد بود.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 1)

And then, as they reached the final furlong, my yelling began to die away.

و سپس، همانطور که آنها به فارلونگ آخر رسیدند، فریادهای من شروع به خاموش شدن کرد.

منبع: Me Before You

The word is they'll be timing Shy Smile over four furlongs at 5.30.

شنیده‌ام که آنها زمان Shy Smile را در مسافت چهار فارلونگ در ساعت 5:30 زمان‌بندی خواهند کرد.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 1)

The colt had just completed five furlongs in his second workout since finishing second in the Breeders' Cup Classic a month ago.

این مادیان به تازگی در دومین تمرین خود، مسافت پنج فارلونگ را طی کرده بود، پس از اینکه یک ماه قبل در جایگاه دوم مسابقه Breeders' Cup Classic قرار گرفته بود.

منبع: VOA Daily Standard December 2021 Collection

Once round the course, plus an extra furlong, and the winning post was just below him.

یک بار دور مسیر، به علاوه یک فارلونگ اضافی، و خط پایان درست زیر او بود.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید