furosemide

[ایالات متحده]/fjʊəˈrəʊsəmaɪd/
[بریتانیا]/fjʊˈroʊsəmaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی مدر که برای کاهش احتباس مایعات استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

furosemide dosage

دوز فورتوئید

furosemide injection

تزریق فورتوئید

furosemide side effects

عوارض جانبی فورتوئید

furosemide usage

مصرف فورتوئید

furosemide therapy

درمان با فورتوئید

furosemide administration

تجویز فورتوئید

furosemide effects

اثرات فورتوئید

furosemide treatment

درمان با فورتوئید

furosemide contraindications

کنترااندیکاسیون های فورتوئید

furosemide interactions

تعاملات فورتوئید

جملات نمونه

furosemide is commonly used to treat edema.

فروزمید به طور معمول برای درمان ادم استفاده می‌شود.

doctors prescribe furosemide for high blood pressure.

پزشکان برای فشار خون بالا، فروزمید تجویز می‌کنند.

furosemide can cause electrolyte imbalances.

فروزمید می‌تواند باعث عدم تعادل الکترولیت‌ها شود.

patients should monitor their weight while taking furosemide.

بیماران باید در حین مصرف فروزمید وزن خود را کنترل کنند.

furosemide is available in both oral and injectable forms.

فروزمید به صورت خوراکی و تزریقی در دسترس است.

side effects of furosemide include dizziness and dehydration.

عوارض جانبی فروزمید شامل سرگیجه و کم آبی بدن است.

it is important to take furosemide as directed by your doctor.

بسیار مهم است که فروزمید طبق دستور پزشک مصرف شود.

furosemide helps the body eliminate excess fluid.

فروزمید به بدن کمک می‌کند تا مایعات اضافی را دفع کند.

some patients may experience allergic reactions to furosemide.

برخی از بیماران ممکن است واکنش‌های آلرژیک به فروزمید داشته باشند.

furosemide should be stored at room temperature away from light.

فروزمید باید در دمای اتاق و دور از نور نگهداری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید