fusulins are index fossils used in permian stratigraphic correlation.
فوسیلهای فوسولین در کورهایسازی لایههای سنگی پرمیان به عنوان شاخص استفاده میشوند.
the geologist identified multiple fusulin species in the thin section.
ژئولوژیست فسیلهای فوسولین چند گونه را در برش نازک شناسایی کرد.
fusulin foraminifera thrived during the late paleozoic era.
فوسولینهای فورامینیفر در دوره پالئوزویک پسین به خوبی گسترش یافتند.
the fusulin test exhibits complex internal septation patterns.
پوسته فوسولین الگوهای پیچیدهای از جداسازی داخلی را نشان میدهد.
researchers studied the fusulin biostratigraphy of the formation.
پژوهشگران کورهایسازی زیستی فوسولین در این تکتونیک را مورد مطالعه قرار دادند.
the limestone contains abundant fusulin fossil remains.
سنگ ماسهای حاوی باقیماندههای فسیلی فوسولین فراوان است.
fusulin zones help date sedimentary rock sequences accurately.
منطقههای فوسولین به دقت در تعیین توالی سنگهای رسوبی کمک میکنند.
spherical fusulin shells can reach several centimeters in size.
پوستههای کروی فوسولین میتوانند به اندازه چند سانتیمتر برسند.
the extinction of fusulins occurred at the permian-triassic boundary.
انقراض فوسولینها در مرز پرمیان-تریاس رخ داد.
microscopic examination revealed well-preserved fusulin specimens.
بررسی میکروسکوپی نمونههای فوسولین به خوبی حفظ شده را آشکار کرد.
the fusulin fauna indicates warm marine environments during the permian.
زیستگاه فوسولین نشان دهنده محیطهای دریایی گرم در دوره پرمیان است.
geologists use fusulin distribution to correlate rock units regionally.
ژئولوژیستها از توزیع فوسولین برای همخوانی واحدهای سنگی در منطقهای استفاده میکنند.
the fusulin shell wall structure provides taxonomic information.
ساختار دیواره پوسته فوسولین اطلاعات طبقهبندی را فراهم میکند.
fusulins are index fossils used in permian stratigraphic correlation.
فوسیلهای فوسولین در کورهایسازی لایههای سنگی پرمیان به عنوان شاخص استفاده میشوند.
the geologist identified multiple fusulin species in the thin section.
ژئولوژیست فسیلهای فوسولین چند گونه را در برش نازک شناسایی کرد.
fusulin foraminifera thrived during the late paleozoic era.
فوسولینهای فورامینیفر در دوره پالئوزویک پسین به خوبی گسترش یافتند.
the fusulin test exhibits complex internal septation patterns.
پوسته فوسولین الگوهای پیچیدهای از جداسازی داخلی را نشان میدهد.
researchers studied the fusulin biostratigraphy of the formation.
پژوهشگران کورهایسازی زیستی فوسولین در این تکتونیک را مورد مطالعه قرار دادند.
the limestone contains abundant fusulin fossil remains.
سنگ ماسهای حاوی باقیماندههای فسیلی فوسولین فراوان است.
fusulin zones help date sedimentary rock sequences accurately.
منطقههای فوسولین به دقت در تعیین توالی سنگهای رسوبی کمک میکنند.
spherical fusulin shells can reach several centimeters in size.
پوستههای کروی فوسولین میتوانند به اندازه چند سانتیمتر برسند.
the extinction of fusulins occurred at the permian-triassic boundary.
انقراض فوسولینها در مرز پرمیان-تریاس رخ داد.
microscopic examination revealed well-preserved fusulin specimens.
بررسی میکروسکوپی نمونههای فوسولین به خوبی حفظ شده را آشکار کرد.
the fusulin fauna indicates warm marine environments during the permian.
زیستگاه فوسولین نشان دهنده محیطهای دریایی گرم در دوره پرمیان است.
geologists use fusulin distribution to correlate rock units regionally.
ژئولوژیستها از توزیع فوسولین برای همخوانی واحدهای سنگی در منطقهای استفاده میکنند.
the fusulin shell wall structure provides taxonomic information.
ساختار دیواره پوسته فوسولین اطلاعات طبقهبندی را فراهم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید