gam

[ایالات متحده]/ɡæm/
[بریتانیا]/ɡæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اجتماعی شدن; جمع شدن
vi. به طور اجتماعی جمع شدن; اجتماعی شدن
vt. با کسی اجتماعی شدن; گپ زدن برای گذراندن وقت
n. گروهی از نهنگ‌ها; گردهمایی اجتماعی; پا; گروهی از نهنگ‌ها; بازدید; اجتماعی شدن
Word Forms
جمعgams

عبارات و ترکیب‌ها

gam time

زمان بازی

gam on

روشن کردن بازی

gam play

بازی کردن

gam day

روز بازی

gam night

شب بازی

gam mode

حالت بازی

gam over

پایان بازی

gam score

امتیاز بازی

gam rules

قوانین بازی

gam world

جهان بازی

جملات نمونه

she decided to gam with her friends this weekend.

او تصمیم گرفت این آخر هفته با دوستانش بازی کند.

they often gam together at the local arcade.

آنها اغلب با هم در آرکید محلی بازی می‌کنند.

he loves to gam online with players from around the world.

او عاشق بازی آنلاین با بازیکنان از سراسر جهان است.

let's gam a bit before dinner.

بیایید کمی قبل از شام بازی کنیم.

she always wins when we gam board games.

وقتی بازی‌های تخته‌ای می‌کنیم، او همیشه برنده می‌شود.

they plan to gam every friday night.

آنها قصد دارند هر شب جمعه بازی کنند.

he set up a new console to gam with his siblings.

او یک کنسول جدید برای بازی با خواهر و برادرانش راه اندازی کرد.

we should gam some new strategies for the tournament.

ما باید چند استراتژی جدید برای مسابقات بازی کنیم.

she invited everyone to gam at her house.

او از همه دعوت کرد که در خانه اش بازی کنند.

they decided to gam instead of watching a movie.

آنها تصمیم گرفتند به جای تماشای فیلم بازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید