gammas

[ایالات متحده]/ˈɡæməz/
[بریتانیا]/ˈɡæməz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع گامّا، سومین حرف از الفبای یونانی

عبارات و ترکیب‌ها

gamma rays

اشعه گاما

gamma correction

تصحیح گاما

gamma function

تابع گاما

gamma distribution

توزیع گاما

gamma exposure

قرار گرفتن در معرض گاما

gamma spectrum

طیف گاما

gamma factor

ضریب گاما

gamma value

مقدار گاما

gamma analysis

تجزیه و تحلیل گاما

gamma decay

پτώدهی گاما

جملات نمونه

gammas are often used in medical imaging.

گاماها اغلب در تصویربرداری پزشکی استفاده می‌شوند.

the device detects gammas emitted from radioactive materials.

دستگاه گاماها ساطع شده از مواد رادیواکتیو را تشخیص می‌دهد.

researchers study gammas to understand cosmic events.

محققان گاماها را برای درک رویدادهای کیهانی مطالعه می‌کنند.

gammas can penetrate most materials, making them useful.

گاماها می‌توانند بیشتر مواد را نفوذ داده و آن‌ها را مفید کنند.

high-energy gammas are generated in nuclear reactions.

گاما با انرژی بالا در واکنش‌های هسته‌ای تولید می‌شود.

we need to measure the intensity of the gammas.

ما باید شدت گاماها را اندازه‌گیری کنیم.

gammas play a crucial role in astrophysics research.

گاماها نقش مهمی در تحقیقات اخترفیزیکی ایفا می‌کنند.

understanding gammas helps in radiation safety protocols.

درک گاماها به رعایت پروتکل‌های ایمنی تشعشع کمک می‌کند.

gammas are produced during certain types of decay.

گاماها در طول انواع خاصی از واپاشی تولید می‌شوند.

scientists are developing new detectors for gammas.

دانشمندان در حال توسعه سنسورهای جدید برای گاماها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید