gamow

[ایالات متحده]/ˈɡæmoʊ/
[بریتانیا]/ˈɡɑːmoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فیزیکدان آمریکایی (1904-1968)، معروف به کارهایش در فیزیک هسته‌ای و کیهان‌شناسی
شکل‌های واژه
جمعgamows

عبارات و ترکیب‌ها

gamow said

گاموف گفت

gamow theory

نظریه گاموف

gamow proposed

گاموف پیشنهاد داد

according to gamow

بر اساس گاموف

gamow's work

کار گاموف

gamow discovered

گاموف کشف کرد

gamow state

حالت گاموف

gamow mechanism

مکانیزم گاموف

gamow barrier

محدوده گاموف

gamow model

مدل گاموف

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید