ganders

[ایالات متحده]/ˈɡændəz/
[بریتانیا]/ˈɡændərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع گاندربر و نر; غازهای نر; نگاه یا نگاهی

عبارات و ترکیب‌ها

ganders at play

گَندَرها در حال بازی

ganders in flight

گَندَرها در حال پرواز

ganders in pairs

گَندَرها در جفت

ganders on water

گَندَرها روی آب

ganders in groups

گَندَرها در گروه

ganders at dusk

گَندَرها در هنگام غروب

ganders on land

گَندَرها روی زمین

ganders in migration

گَندَرها در حال مهاجرت

جملات نمونه

ganders often follow their mates closely.

گاَندِرها اغلب به طور نزدیک به همراهان خود پیروی می‌کنند.

we saw a group of ganders by the pond.

ما یک گروه از گاَندِرها را کنار برکه دیدیم.

ganders can be quite protective of their territory.

گاَندِرها می‌توانند به طور قابل توجهی از قلمرو خود محافظت کنند.

the farmer raised ganders for their meat.

کشاورز گاَندِرها را برای گوشتشان پرورش می‌داد.

during the spring, ganders are often seen mating.

در طول بهار، گاَندِرها اغلب در حال جفت‌گیری دیده می‌شوند.

ganders have a distinct honking sound.

گاَندِرها صدای بلندی مشخص دارند.

we learned about the behavior of ganders in class.

ما در کلاس درباره رفتار گاَندِرها یاد گرفتیم.

ganders are known to be very social animals.

گاَندِرها به عنوان حیواناتی بسیار اجتماعی شناخته می‌شوند.

observing ganders can be a delightful experience.

مشاهده گاَندِرها می‌تواند تجربه‌ای لذت‌بخش باشد.

ganders often engage in playful antics.

گاَندِرها اغلب در شوخی‌های بازیگوشانه شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید