gangdom

[ایالات متحده]/ˈɡæŋdəm/
[بریتانیا]/ˈɡæŋdəm/

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط بودن یک گنگستر؛ گنگستری
Word Forms
جمعgangdoms

عبارات و ترکیب‌ها

gangdom life

زندگی خلافکارانه

gangdom culture

فرهنگ خلافکارانه

gangdom rules

قوانین خلافکارانه

gangdom activities

فعالیت‌های خلافکارانه

gangdom wars

جنگ‌های خلافکارانه

gangdom members

اعضای خلافکار

gangdom territory

سرزمین خلافکار

gangdom influence

نفوذ خلافکارانه

gangdom leaders

رهبران خلافکار

gangdom conflicts

درگیری‌های خلافکارانه

جملات نمونه

gangdom is a fascinating topic in urban studies.

گنگ‌دام یک موضوع جذاب در مطالعات شهری است.

many movies explore the theme of gangdom.

بسیاری از فیلم‌ها مضمونی از گنگ‌دام را بررسی می‌کنند.

understanding gangdom can help in crime prevention.

درک گنگ‌دام می‌تواند به پیشگیری از جرم کمک کند.

gangdom often reflects social issues in society.

گنگ‌دام اغلب مسائل اجتماعی را در جامعه منعکس می‌کند.

he wrote a book about the history of gangdom.

او کتابی در مورد تاریخچه گنگ‌دام نوشت.

gangdom is often romanticized in popular culture.

گنگ‌دام اغلب در فرهنگ عامه رمانتیک می‌شود.

researching gangdom can reveal underlying community dynamics.

تحقیق در مورد گنگ‌دام می‌تواند پویایی‌های زیرین جامعه را آشکار کند.

gangdom has its own set of rules and hierarchies.

گنگ‌دام مجموعه قوانین و سلسله مراتبی خاص خود را دارد.

the rise of gangdom in cities is a complex phenomenon.

ظهور گنگ‌دام در شهرها یک پدیده‌ی پیچیده است.

documentaries often shed light on gangdom realities.

مستندها اغلب نورافشانی بر واقعیت‌های گنگ‌دام می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید