It is the political equivalent of a gaucho lassoing himself with his own bolas.
این معادل سیاسی یک گاچو است که خود را با شلاق خود اسیر می کند.
The gaucho rode his horse across the vast grasslands of Argentina.
گائچو سوار بر اسب خود در دشتهای وسیع آرژانتین حرکت میکرد.
The gaucho skillfully herded the cattle with his lasso.
گائچو به طرز ماهرانه ای با استفاده از شلاق خود، گاوها را جمع آوری می کرد.
Gaucho culture is deeply rooted in South American traditions.
فرهنگ گائچو عمیقاً در سنت های آمریکای جنوبی ریشه دارد.
The gaucho wore traditional clothing and a wide-brimmed hat.
گائچو لباس های سنتی و یک کلاه لبه پهن به تن می کرد.
Many tourists visit Argentina to experience the lifestyle of the gaucho.
بسیاری از گردشگران برای تجربه سبک زندگی گائچو به آرژانتین سفر می کنند.
The gaucho is known for his excellent horse riding skills.
گائچو به دلیل مهارت های عالی سوارکاری خود مشهور است.
In some regions, the term 'gaucho' is used to refer to a skilled horseman or cowboy.
در برخی مناطق، از واژه 'گائچو' برای اشاره به یک سوارکار یا کابوی ماهر استفاده می شود.
The gaucho played the guitar and sang traditional folk songs around the campfire.
گائچو گیتار می نواخت و آهنگ های محلی سنتی را در کنار آتش می خواند.
Gaucho cuisine often includes grilled meats and traditional Argentine dishes.
غذاهای گائچو اغلب شامل گوشت های گریل شده و غذاهای سنتی آرژانتینی است.
The gaucho's lifestyle reflects a strong connection to nature and the land.
سبک زندگی گائچو نشان دهنده ارتباط قوی با طبیعت و زمین است.
The gaucho boy stopped, There was a sort of sick grin on his face.
پسر گاچو ایستاد، روی صورتش نوعی لبخند آزاردهنده وجود داشت.
منبع: The Long Farewell (Part 1)The air held the smoky aroma of the asado, a feast laid over open coals, the pride of an Argentinian gaucho.
هوا عطر دودی آسادو را در خود داشت، سفری که روی زغال های باز چیده شده بود، افتخار یک گاچوی آرژانتینی.
منبع: 202321He wore a flat black gaucho hat with the woven strap under his thin. He wore a white silk shirt, spotlessly dean, open at the throat, with tight wristlets and loose puffed sleeves above.
او یک کلاه گاچوی سیاه تخت با بند بافته شده زیر باریکش به سر داشت. او یک پیراهن ابریشمی سفید پوشیده بود، کاملاً تمیز، در گردنش باز بود، با مچ دست های تنگ و آستین های پف کرده شل بالای آن.
منبع: The Long Farewell (Part 1)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید