gaulish

[ایالات متحده]/ˈɡɔːlɪʃ/
[بریتانیا]/ˈɡɔːlɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبانی که توسط گل‌ها صحبت می‌شود
adj. مربوط به گل یا مردم آن

عبارات و ترکیب‌ها

gaulish culture

فرهنگ گالی

gaulish language

زبان گالی

gaulish tribes

قبایل گالی

gaulish heritage

میراث گالی

gaulish history

تاریخ گالی

gaulish art

هنر گالی

gaulish religion

دین گالی

gaulish customs

رسوم گالی

gaulish influence

تاثیرگذاری گالی

gaulish warriors

جنگجویان گالی

جملات نمونه

his gaulish accent was hard to understand.

لهجه گالی به سختی قابل درک بود.

they discovered gaulish artifacts at the excavation site.

آنها آثار باستانی گالی را در محل حفاری کشف کردند.

the gaulish tribes had a rich cultural heritage.

قبایل گالی دارای میراث فرهنگی غنی بودند.

she studied gaulish history in her university course.

او تاریخ گالی را در دوره دانشگاهی خود مطالعه کرد.

gaulish mythology includes many fascinating legends.

اساطیر گالی شامل بسیاری از افسانه های جذاب است.

the gaulish language has influenced modern french.

زبان گالی بر زبان فرانسوی مدرن تأثیر گذاشته است.

he enjoys reading gaulish poetry from ancient texts.

او از خواندن شعر گالی از متون باستانی لذت می برد.

the gaulish warriors were known for their bravery.

جنگجویان گالی به دلیل شجاعت خود مشهور بودند.

they reenacted a gaulish battle for the festival.

آنها یک نبرد گالی را برای جشنواره بازسازی کردند.

gaulish traditions are still celebrated in some regions.

رسوم گالی هنوز در برخی مناطق جشن گرفته می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید