gazettes

[ایالات متحده]/ɡəˈzɛts/
[بریتانیا]/ɡəˈzɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل گازته؛ انتشارات رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

official gazettes

نشریات رسمی

government gazettes

نشریات دولتی

local gazettes

نشریات محلی

daily gazettes

نشریات روزانه

legal gazettes

نشریات قانونی

public gazettes

نشریات عمومی

state gazettes

نشریات ایالتی

national gazettes

نشریات ملی

periodical gazettes

نشریات دوره‌ای

weekly gazettes

نشریات هفتگی

جملات نمونه

the government publishes gazettes regularly to inform the public.

دولت به طور منظم اطلاعیه‌ها منتشر می‌کند تا مردم را در جریان قرار دهد.

many important announcements are found in the official gazettes.

بسیاری از اعلامیه‌های مهم در آگهی‌های رسمی یافت می‌شوند.

local gazettes often cover community events and news.

آگهی‌های محلی اغلب رویدادها و اخبار مربوط به جامعه را پوشش می‌دهند.

he subscribed to several gazettes to stay updated on legal matters.

او برای به‌روز ماندن در مورد مسائل حقوقی، مشترک چندین آگهی شد.

gazettes serve as a historical record of government decisions.

آگهی‌ها به عنوان سابقه تاریخی تصمیمات دولتی عمل می‌کنند.

she found the job listing in the local gazette.

او آگهی استخدام را در آگهی محلی پیدا کرد.

reading gazettes can provide insights into local governance.

خواندن آگهی‌ها می‌تواند بینشی در مورد اداره محلی ارائه دهد.

gazettes are essential for transparency in public administration.

آگهی‌ها برای شفافیت در امور اداری ضروری هستند.

he often writes articles for various gazettes across the country.

او اغلب برای آگهی‌های مختلف در سراسر کشور مقالاتی می‌نویسد.

legal professionals frequently refer to gazettes for updates on regulations.

متخصصان حقوقی به طور مکرر برای اطلاع از مقررات به آگهی‌ها مراجعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید