genitalias

[ایالات متحده]/ˌdʒɛnɪˈteɪlɪəs/
[بریتانیا]/ˌdʒɛnɪˈteɪlɪəs/

ترجمه

n. اندام‌های جنسی خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

male genitalias

اندام تناسلی مرد

female genitalias

اندام تناسلی زن

human genitalias

اندام تناسلی انسان

animal genitalias

اندام تناسلی حیوانات

external genitalias

اندام تناسلی خارجی

internal genitalias

اندام تناسلی داخلی

genitalias anatomy

آناتومی اندام تناسلی

genitalias health

سلامت اندام تناسلی

genitalias disorders

اختلالات اندام تناسلی

genitalias examination

معاینه اندام تناسلی

جملات نمونه

genitalias are often a subject of discussion in biology classes.

اندام تناسلی اغلب موضوع بحث در کلاس‌های زیست‌شناسی هستند.

understanding genitalias is important for medical professionals.

درک اندام تناسلی برای متخصصان پزشکی مهم است.

genitalias can vary significantly between different species.

اندام تناسلی می‌تواند بین گونه‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

many cultures have unique views on genitalias.

فرهنگ‌های بسیاری دیدگاه‌های منحصر به فردی در مورد اندام تناسلی دارند.

genitalias are often depicted in art and literature.

اندام تناسلی اغلب در هنر و ادبیات به تصویر کشیده می‌شوند.

education about genitalias is crucial for sexual health awareness.

آموزش در مورد اندام تناسلی برای آگاهی از سلامت جنسی بسیار مهم است.

genitalias are part of human anatomy that require respect.

اندام تناسلی بخشی از آناتومی انسان است که نیاز به احترام دارد.

issues related to genitalias can sometimes lead to embarrassment.

مشکلات مربوط به اندام تناسلی گاهی اوقات می‌تواند منجر به خجالت شود.

in some societies, discussing genitalias is considered taboo.

در برخی از جوامع، صحبت کردن در مورد اندام تناسلی به عنوان تابو در نظر گرفته می‌شود.

genitalias play a crucial role in reproduction.

اندام تناسلی نقش مهمی در تولید مثل ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید