georgian

[ایالات متحده]/'dʒɔ:dʒjən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از جورجیا، فردی از دوره جورجی
adj. مربوط به سبک هنری دوره جورجی، مربوط به جورجیا.
Word Forms
جمعgeorgians

عبارات و ترکیب‌ها

Georgian cuisine

آشپزی گرجستانی

Georgian culture

فرهنگ گرجستانی

Georgian language

زبان گرجستانی

جملات نمونه

Georgian architecture is known for its grandeur and elegance.

معماری گرجستانی به خاطر عظمت و ظرافتش شناخته شده است.

She wore a beautiful Georgian gown to the ball.

او یک لباس گرجستانی زیبا به مهمانی پوشید.

The antique shop specializes in Georgian furniture.

فروشگاه عتیقه‌فروشی در زمینه مبلمان گرجستانی تخصص دارد.

He studied Georgian history in college.

او تاریخ گرجستان را در دانشگاه مطالعه کرد.

The Georgian era was a time of great cultural and artistic development.

عصر گرجستانی دوره‌ای از پیشرفت فرهنگی و هنری بزرگ بود.

The restaurant serves traditional Georgian cuisine.

رستوران غذاهای سنتی گرجستانی سرو می‌کند.

The museum has a collection of Georgian paintings.

موزه دارای مجموعه‌ای از نقاشی‌های گرجستانی است.

She bought a set of Georgian silverware at the antique fair.

او مجموعه‌ای از ظروف نقره گرجستانی را در نمایشگاه عتیقه‌ها خرید.

Georgian wine is becoming increasingly popular in international markets.

شراب گرجستانی به طور فزاینده‌ای در بازارهای بین‌المللی محبوبیت پیدا می‌کند.

The hotel has a Georgian-style facade.

هتل دارای نمای بیرونی به سبک گرجستانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید