gestagen

[ایالات متحده]/ˈdʒɛstəʤən/
[بریتانیا]/ˈdʒɛstəˌdʒɛn/

ترجمه

n. هورمونی که بارداری را ترویج می‌کند (مانند پروژسترون); پروژسترون

عبارات و ترکیب‌ها

gestagen therapy

درمان ژستاژن

gestagen levels

سطح ژستاژن

gestagen effect

اثر ژستاژن

gestagen hormone

هورمون ژستاژن

gestagen use

مصرف ژستاژن

gestagen administration

تجویز ژستاژن

gestagen receptor

گیرنده ژستاژن

gestagen activity

فعالیت ژستاژن

gestagen treatment

درمان با ژستاژن

gestagen regulation

تنظیم ژستاژن

جملات نمونه

gestagen is important for regulating the menstrual cycle.

ژستاژن برای تنظیم چرخه قاعدگی مهم است.

some contraceptives contain gestagen to prevent ovulation.

برخی از روش‌های جلوگیری از بارداری حاوی ژستاژن برای جلوگیری از تخمک‌گذاری هستند.

gestagen levels can affect mood and energy.

سطح ژستاژن می‌تواند بر خلق و خو و انرژی تأثیر بگذارد.

doctors may prescribe gestagen for certain hormonal disorders.

پزشکان ممکن است ژستاژن را برای برخی اختلالات هورمونی تجویز کنند.

gestagen therapy can help in managing menopause symptoms.

درمان با ژستاژن می‌تواند به مدیریت علائم یائسگی کمک کند.

monitoring gestagen levels is crucial during pregnancy.

نظارت بر سطح ژستاژن در دوران بارداری بسیار مهم است.

gestagen can influence breast tissue development.

ژستاژن می‌تواند بر رشد بافت پستان تأثیر بگذارد.

research is ongoing to understand the effects of gestagen.

تحقیقات برای درک اثرات ژستاژن در حال انجام است.

gestagen is often used in hormone replacement therapy.

ژستاژن اغلب در درمان جایگزینی هورمون استفاده می‌شود.

some women may experience side effects from gestagen.

برخی از زنان ممکن است عوارض جانبی از ژستاژن را تجربه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید