giddings

[ایالات متحده]/ˈɡɪdɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɡɪdɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع gidding؛ تکان‌های گاو (یک بیماری در حیوانات خورشیدی)
v. صفت‌گذار present gid

جملات نمونه

many tourists visit giddings, texas every summer.

بیشمار گردشگر هر زمان تابستانی به گیددینگز، تگزاس می‌آیند.

the giddings family has lived in this town for generations.

خانواده گیددینگز در این شهر به مدت چند نسل زندگی می‌کنند.

giddings is known for its historic downtown area.

گیددینگز به دلیل منطقه مرکزی تاریخی خود معروف است.

my colleague mr. giddings works at the local museum.

همکار من آقای گیددینگز در موزه محلی کار می‌کند.

we drove through giddings on our way to austin.

ما در راه خود به اوس汀 از گیددینگز عبور کردیم.

the giddings school district is highly rated.

منطقه آموزشی گیددینگز ارزشی بسیار بالا دارد.

farmers near giddings grow excellent cotton.

کشاورزان نزدیک گیددینگز پنبه بسیار خوبی را کاشته‌اند.

giddings hosts an annual music festival every september.

گیددینگز هر ساله یک جشن موسیقی را در ماه سپتامبر برگزار می‌کند.

the train from giddings arrives at noon.

قطار از گیددینگز در ساعت ظهر وارد می‌شود.

professor giddings gave a lecture on local history.

پروفسور گیددینگز یک سخنرانی درباره تاریخ محلی داد.

several businesses in giddings closed due to the storm.

چندین کسب و کار در گیددینگز به دلیل باران بسته شدند.

giddings maintains its small-town charm despite growth.

گیددینگز با وجود رشد، جذابیت شهرک کوچک خود را حفظ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید