girandole

[ایالات متحده]/ˌdʒɪərənˈdəʊl/
[بریتانیا]/ˌdʒɪrənˈdoʊl/

ترجمه

n. (زینتی) شمعدان شاخه‌دار; آتش‌بازی چرخان; نازل فواره چرخان; نوعی شعله چرخان
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

girandole candle

شمع گيردانه

girandole mirror

آینه گيردانه

girandole chandelier

لوستر گيردانه

girandole design

طراحی گيردانه

girandole style

سبک گيردانه

girandole light

نور گيردانه

girandole fixture

لامپ گيردانه

girandole decoration

تزيين گيردانه

girandole wall

ديوار گيردانه

girandole accent

تاكيد گيردانه

جملات نمونه

the chandelier features a beautiful girandole design.

چراغ‌دان دارای طرح زیبای ژیراندول است.

she admired the antique girandole in the museum.

او ژیراندول قدیمی را در موزه تحسین کرد.

the girandole was the centerpiece of the dining room.

ژیراندول نقطه کانونی اتاق غذاخوری بود.

he restored the girandole to its former glory.

او ژیراندول را به شکوه سابق خود بازگرداند.

they chose a girandole to match their vintage decor.

آنها یک ژیراندول را انتخاب کردند تا با دکوراسیون قدیمی آنها مطابقت داشته باشد.

the girandole casts a warm glow in the evening.

ژیراندول در شب نور گرمی ساطع می‌کند.

she hung the girandole above the fireplace.

او ژیراندول را بالای شومینه آویزان کرد.

he found a stunning crystal girandole at the auction.

او یک ژیراندول کریستالی خیره‌کننده در حراجی پیدا کرد.

the girandole adds elegance to the room.

ژیراندول ظرافت را به اتاق اضافه می‌کند.

she collects various styles of girandoles from different eras.

او سبک‌های مختلف ژیراندول را از دوران مختلف جمع‌آوری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید