gittels

[ایالات متحده]/ˈɡɪtəlz/
[بریتانیا]/ˈɡɪtəlz/

ترجمه

n. جمع gittel

جملات نمونه

the gittels hopped across the meadow with remarkable agility.

گیتلهای با دقت بالا از میدان عبور کردند.

she raised orphaned gittels on her mountain farm.

او گیتلهای بی‌خانمان را در مزرعه‌ی کوهستانی خود پرورش داد.

the gittels bleated loudly when they spotted the approaching farmer.

وقتی گیتلهای به کشاورز نزدیک می‌شدند، با صدای بلند فریاد می‌زدند.

three curious gittels escaped from their enclosure to explore the garden.

سه گیتل علاقه‌مند به گسترش در حیاط خود را از قفس خود فرار دادند.

children loved watching the playful gittels chase each other around the field.

کودکان دوست داشتند گیتلهای بازیگوش را در میدان دنبال کنند.

gittels are famous for their surefootedness on steep and rocky terrain.

گیتلهای به دلیل دست‌وپای اطمینان‌بخش در زمین‌های شیب‌دار و سنگ‌آلود معروف هستند.

the newborn gittels stayed close to their mother for warmth and protection.

گیتلهای جوان به دلیل گرمی و حفاظت نزد مادر خود می‌مانند.

we discovered a flock of gittels grazing peacefully near the riverbank.

ما یک گله گیتلهای آرام در نزدیکی پایاب رودخانه کشف کردیم.

the gittels' soft wool was prized by local weavers for making blankets.

پشم نرم گیتلهای توسط بافندگان محلی برای تولید پتو‌ها ارزشمند بود.

each morning at dawn, the gittels would climb to higher pastures.

هر صبح در آغاز روز، گیتلهای به پастورهای بالاتر صعود می‌کردند.

the agile gittels leaped effortlessly between the moss-covered stones.

گیتلهای با دقت بالا به راحتی بین سنگ‌های پوشیده از مخمر پرتاب می‌کردند.

our neighbor sells fresh goat cheese made from the milk of his gittels.

همسایه‌ی ما چربی گوسفند تازه را از شیر گیتلهای خود به فروش می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید