glassfuls

[ایالات متحده]/ˈɡlɑːsfʊlz/
[بریتانیا]/ˈɡlæsˌfʊlz/

ترجمه

n. مقدار که یک لیوان می‌تواند نگه دارد

عبارات و ترکیب‌ها

glassfuls of water

لیوان‌های آب

two glassfuls

دو لیوان

glassfuls of juice

لیوان‌های آبمیوه

three glassfuls

سه لیوان

glassfuls of milk

لیوان‌های شیر

glassfuls of tea

لیوان‌های چای

glassfuls of wine

لیوان‌های شراب

glassfuls of soda

لیوان‌های نوشابه

glassfuls of soup

لیوان‌های سوپ

glassfuls of lemonade

لیوان‌های لیموناد

جملات نمونه

she drank two glassfuls of water after her workout.

او بعد از تمرین دو لیوان آب نوشید.

he filled the pitcher with glassfuls of lemonade.

او پارچ را با لیوان‌های لیموناد پر کرد.

we served glassfuls of hot cocoa at the party.

ما در مهمانی، لیوان‌های کاکائوی داغ سرو کردیم.

she poured glassfuls of juice for the children.

او برای بچه‌ها لیوان‌های آبمیوه ریخت.

he requested glassfuls of wine during dinner.

او در هنگام شام، لیوان‌های شراب درخواست کرد.

they enjoyed glassfuls of fresh milk on the farm.

آنها از لیوان‌های شیر تازه در مزرعه لذت بردند.

after the hike, we needed glassfuls of water.

بعد از پیاده‌روی، ما به لیوان‌های آب نیاز داشتیم.

she served glassfuls of iced tea to her guests.

او برای مهمانانش لیوان‌های چای یخی سرو کرد.

he measured the ingredients in glassfuls for the recipe.

او مواد لازم را برای دستور غذا به صورت لیوانی اندازه گیری کرد.

they celebrated with glassfuls of champagne.

آنها با لیوان‌های شامپاین جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید