glia

[ایالات متحده]/ˈɡliːə/
[بریتانیا]/ˈɡliːə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بافت نورواگلیال که از نورون‌ها حمایت و محافظت می‌کند؛ نورواگلیا

عبارات و ترکیب‌ها

glia cells

سلول‌های گلیال

glia function

عملکرد گلیال

glia activation

فعال‌سازی گلیال

glia response

پاسخ گلیال

glia network

شبکه گلیال

glia signaling

سیگنالینگ گلیال

glia pathology

پاتولوژی گلیال

glia development

توسعه گلیال

glia types

انواع گلیال

glia interaction

تعامل گلیال

جملات نمونه

glia cells support neurons in the brain.

سلول‌های گلی سلول‌های عصبی را در مغز پشتیبانی می‌کنند.

research shows that glia play a crucial role in brain function.

تحقیقات نشان می‌دهد که گلی در عملکرد مغز نقش مهمی ایفا می‌کنند.

glia help maintain homeostasis in the nervous system.

گلی به حفظ هموستاز در سیستم عصبی کمک می‌کنند.

damage to glia can lead to neurological disorders.

آسیب به گلی می‌تواند منجر به اختلالات عصبی شود.

glia are essential for the repair of nervous tissue.

گلی برای ترمیم بافت عصبی ضروری هستند.

studies on glia reveal their role in learning and memory.

مطالعات در مورد گلی نقش آنها را در یادگیری و حافظه نشان می‌دهد.

glia cells can influence the behavior of neurons.

سلول‌های گلی می‌توانند بر رفتار نورون‌ها تأثیر بگذارند.

understanding glia may lead to new treatments for brain diseases.

درک گلی ممکن است منجر به درمان‌های جدید برای بیماری‌های مغزی شود.

glia are often overlooked in neuroscience research.

گلی اغلب در تحقیقات علوم اعصاب نادیده گرفته می‌شوند.

recent findings highlight the importance of glia in synaptic function.

یافته‌های اخیر بر اهمیت گلی در عملکرد سیناپسی تأکید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید