glints

[ایالات متحده]/ɡlɪnts/
[بریتانیا]/ɡlɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با نور کوچک و درخشان درخشیدن
n. درخشش های روشن نور

عبارات و ترکیب‌ها

glints of light

درخشش نور

glints in eyes

درخشش در چشمان

glints of hope

درخشش امید

glints on water

درخشش روی آب

glints of gold

درخشش طلا

glints of silver

درخشش نقره

glints of color

درخشش رنگ

glints of joy

درخشش شادی

glints of brilliance

درخشش درخشش

glints of fire

درخشش آتش

جملات نمونه

the sun glints off the surface of the water.

نور خورشید بر سطح آب می‌تابد.

her eyes glint with excitement as she opens the gift.

چشمانش با هیجان می‌درخشند وقتی هدیه را باز می‌کند.

the diamond ring glints under the bright lights.

انگشتر الماس زیر نورهای روشن می‌درخشد.

he noticed the glints of metal in the grass.

او به درخشندگی فلز در چمن توجه کرد.

as the stars twinkle, the city lights glint in the background.

همانطور که ستاره‌ها می‌درخشند، نورهای شهر در پس‌زمینه می‌درخشند.

her laughter glints like sunlight in the morning.

خنده‌اش مانند نور خورشید در صبح می‌درخشد.

the glints of the fireworks lit up the night sky.

درخشندگی آتش‌بازی آسمان شب را روشن کرد.

he felt a glint of hope as he read the letter.

او با خواندن نامه احساس کرد که بارقه‌ای از امید وجود دارد.

the glints of silver caught her attention.

درخشندگی نقره توجه او را جلب کرد.

she saw the glints of sunlight reflecting off the car.

او درخشندگی نور خورشید را که از ماشین بازتاب می‌شد، دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید