gliomas

[ایالات متحده]/ɡlaɪˈoʊmə/
[بریتانیا]/ɡlaɪˈoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تومور که از سلول‌های گلیال در مغز یا نخاع ناشی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

glioma treatment

درمان گلیوما

glioma diagnosis

تشخیص گلیوما

glioma symptoms

علائم گلیوما

glioma research

تحقیقات گلیوما

glioma surgery

جراحی گلیوما

glioma prognosis

پیش آگهی گلیوما

glioma classification

طبقه بندی گلیوما

glioma recurrence

عود گلیوما

glioma grading

درجه بندی گلیوما

glioma therapy

درمان‌های گلیوما

جملات نمونه

glioma is a type of brain tumor.

گلیوما نوعی تومور مغزی است.

patients with glioma often experience headaches.

بیماران مبتلا به گلیوما اغلب دچار سردرد می‌شوند.

early diagnosis of glioma can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام گلیوما می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

glioma can be classified into different grades.

گلیوما را می‌توان بر اساس درجه‌بندی‌های مختلف طبقه‌بندی کرد.

surgical removal is a common treatment for glioma.

جراحی یک درمان رایج برای گلیوما است.

radiation therapy may be used after glioma surgery.

درمان با رادیوتراپی ممکن است پس از جراحی گلیوما استفاده شود.

glioma symptoms can vary depending on the location.

علائم گلیوما بسته به محل قرارگیری می‌توانند متفاوت باشند.

research is ongoing to find better treatments for glioma.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های بهتر برای گلیوما ادامه دارد.

support groups can help glioma patients cope with their diagnosis.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به بیماران مبتلا به گلیوما کمک کنند تا با تشخیص خود کنار بیایند.

glioma patients may require long-term follow-up care.

بیماران مبتلا به گلیوما ممکن است به مراقبت‌های طولانی‌مدت نیاز داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید