globetrotter

[ایالات متحده]/ˈɡləʊbˌtrɒtə/
[بریتانیا]/ˈɡloʊbˌtrɑːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور گسترده در سراسر جهان سفر می‌کند؛ مسافر جهانی، به ویژه کسی که به دنبال ماجراجویی است

عبارات و ترکیب‌ها

globetrotter lifestyle

سبک زندگی جهانگرد

globetrotter adventures

ماجراهای جهانگردی

globetrotter experiences

تجربیات جهانگردی

globetrotter spirit

روح جهانگرد

globetrotter dreams

رویاهای جهانگرد

globetrotter community

جامعه جهانگرد

globetrotter tips

نکات جهانگردی

globetrotter journey

سفر جهانگرد

globetrotter culture

فرهنگ جهانگردی

globetrotter goals

اهداف جهانگردی

جملات نمونه

as a globetrotter, i love experiencing new cultures.

به عنوان یک جهانگرد، عاشق تجربه فرهنگ‌های جدید هستم.

being a globetrotter requires a spirit of adventure.

جهانگرد بودن نیازمند روحیه ماجراجویی است.

the globetrotter shared stories from her travels.

جهانگرد داستان‌های سفر خود را به اشتراک گذاشت.

every globetrotter has a list of must-visit destinations.

هر جهانگرد فهرستی از مقاصد دیدنی مورد علاقه دارد.

my friend is a true globetrotter, always on the move.

دوست من یک جهانگرد واقعی است، همیشه در حال سفر است.

globetrotters often seek out unique experiences.

جهانگردان اغلب به دنبال تجربیات منحصر به فرد هستند.

a globetrotter's journey can be life-changing.

سفر یک جهانگرد می‌تواند زندگی را تغییر دهد.

she became a globetrotter after her first trip abroad.

او پس از اولین سفر خارج از کشورش به یک جهانگرد تبدیل شد.

being a globetrotter means embracing the unknown.

جهانگرد بودن به معنای پذیرش ناشناخته‌ها است.

the globetrotter documented her adventures on social media.

جهانگرد ماجراجویی‌های خود را در رسانه‌های اجتماعی مستند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید