globulin

[ایالات متحده]/ˈɡlɒbjʊlɪn/
[بریتانیا]/ˈɡlɑːbjʊlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پروتئین که در خون و سایر مایعات بدن یافت می‌شود؛ به طور خاص به گلوبولین خون اشاره دارد

عبارات و ترکیب‌ها

serum globulin

گلبولین سرم

alpha globulin

گلبولین آلفا

beta globulin

گلبولین بتا

gamma globulin

گلوبولین گاما

globulin level

سطح گلبولین

globulin fraction

کسر گلبولین

total globulin

گلبولین کل

immunoglobulin g

ایمونوگلوبولین جی

immunoglobulin a

ایمونوگلوبولین ای

globulin protein

پروتئین گلبولین

جملات نمونه

globulin plays a crucial role in immune function.

گلوبولین نقش حیاتی در عملکرد سیستم ایمنی ایفا می‌کند.

high levels of globulin can indicate inflammation.

سطح بالای گلوبولین می‌تواند نشان‌دهنده التهاب باشد.

doctors often measure globulin levels in blood tests.

پزشکان اغلب سطح گلوبولین را در آزمایش‌های خون اندازه‌گیری می‌کنند.

globulin is one of the major blood proteins.

گلوبولین یکی از پروتئین‌های اصلی خون است.

there are different types of globulin in the body.

انواع مختلفی از گلوبولین در بدن وجود دارد.

low globulin levels may suggest liver disease.

سطح پایین گلوبولین ممکن است نشان‌دهنده بیماری کبد باشد.

globulin helps transport hormones and vitamins.

گلوبولین به حمل هورمون‌ها و ویتامین‌ها کمک می‌کند.

research shows globulin affects blood pressure regulation.

تحقیقات نشان می‌دهد گلوبولین بر تنظیم فشار خون تأثیر می‌گذارد.

patients with kidney disease often have altered globulin levels.

بیماران مبتلا به بیماری کلیوی اغلب سطح گلوبولین تغییر یافته‌ای دارند.

supplementing with globulin may enhance immune response.

تکمیلی با گلوبولین ممکن است پاسخ ایمنی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید