glucagons

[ایالات متحده]/ˈɡluːkəɡɒn/
[بریتانیا]/ˈɡluːkəɡɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هورمونی که سطح گلوکز خون را افزایش می‌دهد؛ همچنین به عنوان یک عامل هیپرگلیسمی شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

glucagon release

آزادی گلوکاگون

glucagon response

پاسخ گلوکاگون

glucagon levels

سطح گلوکاگون

glucagon action

عملکرد گلوکاگون

glucagon therapy

درمان گلوکاگون

glucagon injection

تزریق گلوکاگون

glucagon secretion

ترشح گلوکاگون

glucagon signaling

سیگنالینگ گلوکاگون

glucagon receptor

گیرنده گلوکاگون

glucagon deficiency

کمبود گلوکاگون

جملات نمونه

glucagon is essential for raising blood sugar levels.

گلوکاگون برای افزایش سطح قند خون ضروری است.

doctors often use glucagon to treat severe hypoglycemia.

پزشکان اغلب از گلوکاگون برای درمان هیپوگلیسمی شدید استفاده می‌کنند.

glucagon can be administered as an injection.

می‌توان گلوکاگون را به صورت تزریق تجویز کرد.

the pancreas releases glucagon when blood sugar levels drop.

پانکراس گلوکاگون را زمانی که سطح قند خون کاهش می‌یابد آزاد می‌کند.

patients with diabetes may need glucagon for emergencies.

بیماران مبتلا به دیابت ممکن است برای شرایط اضطراری به گلوکاگون نیاز داشته باشند.

glucagon works by stimulating the liver to release glucose.

گلوکاگون با تحریک کبد برای آزاد کردن گلوکز عمل می‌کند.

understanding glucagon's role is crucial for diabetes management.

درک نقش گلوکاگون برای مدیریت دیابت بسیار مهم است.

glucagon levels can be affected by diet and exercise.

سطح گلوکاگون می‌تواند تحت تأثیر رژیم غذایی و ورزش قرار گیرد.

research is ongoing to explore glucagon's potential benefits.

تحقیقات برای بررسی فواید بالقوه گلوکاگون در حال انجام است.

glucagon is often used in combination with insulin therapy.

اغلب از گلوکاگون همراه با درمان انسولین استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید