glucinium

[ایالات متحده]/ɡluːˈsɪniəm/
[بریتانیا]/ɡluːˈsɪniəm/

ترجمه

n. نام جایگزین برای بeryl (عنصر شیمیایی 4)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

glucinium compound

مرکب گلوسینیوم

glucinium oxide

اکسید گلوسینیوم

glucinium salt

نمک گلوسینیوم

glucinium alloy

لیگاژ گلوسینیوم

glucinium mining

کاشفت گلوسینیوم

glucinium production

تولید گلوسینیوم

glucinium extraction

استخراج گلوسینیوم

glucinium processing

پردازش گلوسینیوم

glucinium element

عنصر گلوسینیوم

glucinium mineral

معدن گلوسینیوم

جملات نمونه

glucinium is an obsolete name for the element beryllium.

گلوسینیوم یک نام قدیمی برای عنصر بerylیوم است.

the symbol for glucinium is gl in older texts.

نماد گلوسینیوم در متون قدیمی gl است.

soluble glucinium compounds are highly toxic to humans.

ترکیبات قابل حل گلوسینیوم برای انسان بسیار سمی است.

old chemistry books list glucinium as a rare earth metal.

کتاب‌های قدیمی شیمی گلوسینیوم را به عنوان یک فلز زمینی نادر ذکر می‌کنند.

extraction of glucinium from beryl ore is expensive.

استخراج گلوسینیوم از معادن بeryl گران است.

glucinium salts have a sweet taste, inspiring the name.

محلول‌های گلوسینیوم مزه شیرینی دارند که نام آن را الهام بخشید.

workers must avoid inhaling glucinium dust or fumes.

کارگران باید از نفس کشیدن گرد و غبار یا بخار گلوسینیوم خودداری کنند.

scientists rarely use the term glucinium in modern publications.

دانشمندان به ندرت از واژه گلوسینیوم در انتشارات مدرن استفاده می‌کنند.

glucinium improves the strength and elasticity of copper alloys.

گلوسینیوم مقاومت و انعطاف‌پذیری آلیاژهای مس را افزایش می‌دهد.

the atomic weight of glucinium is approximately nine.

وزن اتمی گلوسینیوم تقریباً نه است.

complexes of glucinium are subject to significant hydrolysis.

کمپلکس‌های گلوسینیوم به هیدرولیز قابل توجهی می‌خورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید