glyburides

[ایالات متحده]/ˈɡlaɪbjʊəraɪdz/
[بریتانیا]/ˈɡlaɪbjʊraɪdz/

ترجمه

n. یک عامل کاهش قند خوراکی (سولفونیل اوره) که برای درمان دیابت نوع 2 استفاده می‌شود (فرم جمع گلیبورید)

جملات نمونه

glyburide is commonly prescribed for type 2 diabetes management.

گلیبورید معمولاً برای کنترل دیابت نوع ۲ پیش‌نویس می‌شود.

the glyburide dosage must be carefully adjusted based on blood glucose levels.

دوز گلیبورید باید با توجه به سطح گلوکز خون به دقت تنظیم شود.

patients taking glyburide should monitor for signs of hypoglycemia.

بیمارانی که گلیبورید می‌گیرند باید علائم گیاه‌خواری را مراقبت کنند.

glyburide works by stimulating insulin release from the pancreas.

گلیبورید با تحریک ترشح انسولین از پانکreas کار می‌کند.

glyburide may be used alone or in combination with metformin.

گلیبورید ممکن است به تنهایی یا در ترکیب با متفورمین استفاده شود.

the physician prescribed glyburide to control her blood sugar levels.

پزشک گلیبورید را برای کنترل سطح گلوکز خون او پیش‌نویس کرد.

glyburide therapy requires regular follow-up appointments.

درمان با گلیبورید نیاز به نوبت‌های پیگیری منظم دارد.

some patients experience weight gain when starting glyburide treatment.

برخی از بیماران در ابتدای درمان با گلیبورید افزایش وزن تجربه می‌کنند.

glyburide can cause dizziness as a side effect.

گلیبورید ممکن است باعث ایجاد گیج‌گی به عنوان یک عارضه جانبی شود.

elderly patients may need lower doses of glyburide.

بیماران سالمند ممکن است نیاز به دوز‌های کمتری از گلیبورید داشته باشند.

glyburide effectiveness varies among individual patients.

کارایی گلیبورید بین بیماران مختلف متفاوت است.

the combination of glyburide and lifestyle changes improves outcomes.

ترکیب گلیبورید با تغییرات سبک زندگی نتایج را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید