goddaughter

[ایالات متحده]/ˈɡɒdˌdɔːtə/
[بریتانیا]/ˈɡɑːdˌdɔːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دختر بچه ای از والدین خوانده.

عبارات و ترکیب‌ها

my goddaughter

نوه غائب من

goddaughter gift

هدیه برای نوه‌غائب

goddaughter love

عشق به نوه‌غائب

goddaughter bond

پیوند با نوه‌غائب

goddaughter role

نقش نوه‌غائب

goddaughter support

حمایت از نوه‌غائب

goddaughter blessing

برکت نوه‌غائب

goddaughter pride

افتخار به نوه‌غائب

goddaughter relationship

رابطه با نوه‌غائب

goddaughter's day

روز نوه‌غائب

جملات نمونه

she is my goddaughter, and i love her like my own child.

او نوه معمدی من است و من مثل فرزند خودم دوستش دارم.

i bought a special gift for my goddaughter's birthday.

من یک هدیه خاص برای تولد نوه معمدی ام خریدم.

my goddaughter loves to play with dolls.

نوه معمدی من دوست دارد با عروسکها بازی کند.

every christmas, i send my goddaughter a card.

در هر کریسمس، برای نوه معمدی ام کارت پستال میفرستم.

i take my goddaughter to the park every weekend.

من هر آخر هفته نوه معمدی ام را به پارک میبرم.

my goddaughter is learning to play the piano.

نوه معمدی من در حال یادگیری پیانو است.

it's important to be a good role model for your goddaughter.

مهم است که برای نوه معمدی خود الگوی خوبی باشید.

i often read stories to my goddaughter before bed.

من اغلب قبل از خواب برای نوه معمدی ام داستان میخوانم.

we celebrated her graduation, and i was so proud of my goddaughter.

ما فارغ التحصیلی او را جشن گرفتیم و من خیلی به نوه معمدی ام افتخار کردم.

i enjoy spending time with my goddaughter during the holidays.

من از گذراندن وقت با نوه معمدی ام در تعطیلات لذت می برم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید