godown

[ایالات متحده]/ˈɡəʊdaʊn/
[بریتانیا]/ˈɡoʊdaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انبار؛ یک توده یا محل ذخیره (که در برخی کشورهای آسیایی استفاده می‌شود)
Word Forms
جمعgodowns

عبارات و ترکیب‌ها

godown storage

فضای ذخیره‌سازی انبار

godown area

مساحت انبار

godown management

مدیریت انبار

godown space

فضای انبار

godown inventory

موجودی انبار

godown facility

امکانات انبار

godown operations

عملیات انبار

godown supplies

تدارکات انبار

godown access

دسترسی به انبار

جملات نمونه

the goods were stored in the godown until they were ready for shipment.

کالاها تا زمانی که برای ارسال آماده بودند در انبار ذخیره شدند.

he went to the godown to check the inventory levels.

او برای بررسی سطح موجودی به انبار رفت.

the company decided to build a new godown to accommodate more supplies.

شرکت تصمیم گرفت یک انبار جدید بسازد تا فضای بیشتری برای تأمین کالا داشته باشد.

after the storm, the godown was flooded and needed repairs.

بعد از طوفان، انبار آب گرفت و نیاز به تعمیرات داشت.

they organized the products neatly in the godown for easy access.

آنها محصولات را به طور مرتب در انبار سازماندهی کردند تا دسترسی آسان باشد.

the godown was equipped with modern security systems to protect the goods.

انبار مجهز به سیستم های امنیتی مدرن برای محافظت از کالاها بود.

we need to hire more staff to manage the godown efficiently.

ما به استخدام کارکنان بیشتر برای مدیریت کارآمد انبار نیاز داریم.

during the audit, the godown's records were found to be accurate.

در طول ممیزی، مشخص شد که سوابق انبار دقیق هستند.

the godown's location was ideal for distribution to various regions.

موقعیت انبار برای توزیع به مناطق مختلف ایده آل بود.

they installed shelves in the godown to maximize storage space.

آنها قفسه ها را در انبار نصب کردند تا فضای ذخیره سازی را به حداکثر برسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید