goldsmithing

[ایالات متحده]/ˈɡəʊldsmɪθɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡoʊldsmɪθɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا حرفه طلاکاری

عبارات و ترکیب‌ها

goldsmithing techniques

تکنیک‌های زرگری

goldsmithing tools

ابزارهای زرگری

goldsmithing art

هنر زرگری

goldsmithing skills

مهارت‌های زرگری

goldsmithing process

فرآیند زرگری

goldsmithing workshop

کارگاه زرگری

goldsmithing jewelry

جواهرات زرگری

goldsmithing crafts

هنرهای دستی زرگری

goldsmithing history

تاریخچه زرگری

goldsmithing design

طراحی زرگری

جملات نمونه

goldsmithing requires a high level of skill and precision.

هنر زرگری نیازمند سطح بالایی از مهارت و دقت است.

she learned goldsmithing from her grandfather.

او زرگری را از پدربزرگش یاد گرفت.

goldsmithing can be a rewarding career for artisans.

زرگری می‌تواند یک شغل پاداش‌دهنده برای صنعتگران باشد.

he specializes in goldsmithing and jewelry design.

او در زمینه زرگری و طراحی جواهرات تخصص دارد.

the art of goldsmithing dates back thousands of years.

هنر زرگری به هزاران سال قبل بازمی‌گردد.

many cultures have their own unique styles of goldsmithing.

فرهنگ‌های بسیاری سبک‌های منحصربه‌فرد خود را در زمینه زرگری دارند.

goldsmithing involves melting and shaping metal.

زرگری شامل ذوب کردن و شکل دادن به فلز است.

she attended a workshop to improve her goldsmithing skills.

او برای بهبود مهارت‌های زرگری خود در یک کارگاه شرکت کرد.

goldsmithing tools can be quite expensive.

ابزارهای زرگری می‌توانند بسیار گران باشند.

he created a beautiful ring through goldsmithing techniques.

او با استفاده از تکنیک‌های زرگری، یک حلقه زیبا خلق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید