gonna

[ایالات متحده]/ˈgɒnə/
[بریتانیا]/ˈɡɑːnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. رفتن به

عبارات و ترکیب‌ها

gonna go

می خواهم بروم

gonna see

می خواهم ببینم

gonna do

می خواهم انجام دهم

gonna get

می خواهم بگیرم

gonna have

می خواهم داشته باشم

gonna make

می خواهم بسازم

gonna take

می خواهم بردارم

gonna find

می خواهم پیدا کنم

gonna try

می خواهم امتحان کنم

gonna say

می خواهم بگویم

جملات نمونه

i'm gonna go to the store later.

من قصد دارم بعداً به مغازه بروم.

she's gonna start her new job next week.

او هفته آینده کار جدید خود را شروع خواهد کرد.

we're gonna have a party this weekend.

ما این آخر هفته یک مهمانی خواهیم داشت.

he's gonna travel to europe this summer.

او تابستان امسال به اروپا سفر خواهد کرد.

they're gonna watch a movie tonight.

آنها امشب فیلم تماشا خواهند کرد.

i'm gonna call you later.

من بعداً با شما تماس خواهم گرفت.

she's gonna bake a cake for the celebration.

او برای جشن کیک درست خواهد کرد.

we're gonna meet at the cafe at noon.

ما ظهر در کافه با هم ملاقات خواهیم کرد.

he's gonna finish his homework before dinner.

او قبل از شام تکالیف خود را تمام خواهد کرد.

i'm gonna take a vacation next month.

من ماه آینده مرخصی خواهم گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید