gorup

[ایالات متحده]/ɡruːp/
[بریتانیا]/ɡruːp/

ترجمه

n. تعدادی از افراد یا چیزهایی که در یک جایی قرار دارند، جمع آوری شده‌اند یا در یک دسته‌بندی قرار می‌گیرند
v. گروهی را تشکیل دادن یا باعث شدن که گروهی تشکیل شود
شکل‌های واژه
جمعgorups

جملات نمونه

a group of students gathered in the library to study.

گروهی از دانش‌آموزان در کتابخانه جمع شدند تا مطالعه کنند.

she joined a discussion group last month to improve her skills.

او ماه گذشته به یک گروه بحث پیوست تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

the focus group provided valuable feedback on the new product.

گروه متمرکز بازخورد ارزشمندی درباره محصول جدید ارائه کرد.

we need to divide into smaller groups for the activity.

ما باید برای فعالیت به گروه‌های کوچک‌تر تقسیم شویم.

he serves as the group leader of our project team.

او به عنوان رهبر گروه تیم پروژه ما خدمت می‌کند.

blood group testing is required before the surgery.

قبل از جراحی، آزمایش گروه خون لازم است.

various interest groups are advocating for environmental protection.

گروه‌های علاقه‌مند مختلف به حفاظت از محیط زیست تبلیغ می‌کنند.

the famous rock group performed at the stadium last night.

گروه راک معروف شب گذشته در ورزشگاه اجرا کرد.

understanding group dynamics is essential for team success.

فهم دینامیک گروه برای موفقیت تیم ضروری است.

she was excluded from the group after the disagreement.

پس از اختلاف نظر، او از گروه حذف شد.

group discounts are available for parties of ten or more.

تخفیف‌های گروهی برای گروه‌های ده نفر یا بیشتر در دسترس است.

the age group between 18-25 shows the highest participation rate.

گروه سنی بین ۱۸ تا ۲۵ با بالاترین نرخ مشارکت نشان داده شده است.

we formed a study group to prepare for the final exam.

ما یک گروه مطالعه تشکیل دادیم تا برای امتحان نهایی آماده شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید