gosling

[ایالات متحده]/'gɒzlɪŋ/
[بریتانیا]/'ɡɑzlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غاز جوان؛ شخص جوان و بی‌تجربه
Word Forms
جمعgoslings

جملات نمونه

The gosling followed its mother closely.

آن قویاً مادرش را از نزدیک دنبال کرد.

The farmer raised a flock of goslings on his farm.

کشاورز گروهی از قویاً را در مزرعه خود پرورش داد.

The gosling waddled clumsily across the grass.

قویاً به طرز ناشیانه‌ای روی چمن‌ها راه می‌رفت.

The children enjoyed watching the goslings swim in the pond.

کودکان از تماشای شنا کردن قویاً در برکه لذت بردند.

The gosling chirped loudly to communicate with its siblings.

قویاً با صدای بلند جیک جیک می‌کرد تا با خواهر و برادرانش ارتباط برقرار کند.

The gosling's downy feathers were soft to the touch.

پرهای پودری قویاً برای لمس کردن نرم بودند.

The gosling pecked at the ground searching for food.

قویاً برای یافتن غذا به زمین نوک می‌زد.

The gosling's fluffy appearance made it look adorable.

ظاهر پشمالوی قویاً باعث می‌شد که دوست‌داشتنی به نظر برسد.

The gosling's webbed feet helped it paddle through the water.

پنجه‌های پاwebbed قویاً به آن کمک کرد تا در آب پدال بزند.

The gosling hatched from its egg after an incubation period.

قویاً پس از یک دوره انکوباسیون از تخمش بیرون آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید