goy friend
دوست گوی
goy culture
فرهنگ گوی
goyim jokes
نکات خنده دار گوییم
goy lifestyle
سبک زندگی گوی
goy community
جامعه گوی
goy perspective
دیدگاه گوی
goy food
غذاهای گوی
goy beliefs
اعتقادات گوی
goy customs
رسوم گوی
goy identity
هویت گوی
he is a goy, but he respects our traditions.
او یک غیر یهودی است، اما به سنتهای ما احترام میگذارد.
in this context, goy refers to someone who is not jewish.
در این متن، غیریهودی به کسی اشاره دارد که یهودی نیست.
many goyim are curious about jewish culture.
بسیاری از غریهودیها در مورد فرهنگ یهودی کنجکاو هستند.
it's important to teach goyim about our customs.
آموزش آداب و رسوم ما به غریهودیها مهم است.
she married a goy and embraced his family traditions.
او با یک غریهودی ازدواج کرد و از سنتهای خانوادگی او استقبال کرد.
some goyim may not understand our holidays.
برخی از غریهودیها ممکن است تعطیلات ما را درک نکنند.
he often jokes about being a goy in a jewish neighborhood.
او اغلب در مورد اینکه یک غریهودی در یک محله یهودی است، شوخی میکند.
goyim can participate in our celebrations if invited.
غریهودیها میتوانند در جشنهای ما شرکت کنند اگر دعوت شوند.
understanding the term goy can help bridge cultural gaps.
درک معنای اصطلاح غیریهودی میتواند به پر کردن شکافهای فرهنگی کمک کند.
he feels like a goy at the family reunion.
او در دیدار خانوادگی احساس میکند که یک غریهودی است.
goy friend
دوست گوی
goy culture
فرهنگ گوی
goyim jokes
نکات خنده دار گوییم
goy lifestyle
سبک زندگی گوی
goy community
جامعه گوی
goy perspective
دیدگاه گوی
goy food
غذاهای گوی
goy beliefs
اعتقادات گوی
goy customs
رسوم گوی
goy identity
هویت گوی
he is a goy, but he respects our traditions.
او یک غیر یهودی است، اما به سنتهای ما احترام میگذارد.
in this context, goy refers to someone who is not jewish.
در این متن، غیریهودی به کسی اشاره دارد که یهودی نیست.
many goyim are curious about jewish culture.
بسیاری از غریهودیها در مورد فرهنگ یهودی کنجکاو هستند.
it's important to teach goyim about our customs.
آموزش آداب و رسوم ما به غریهودیها مهم است.
she married a goy and embraced his family traditions.
او با یک غریهودی ازدواج کرد و از سنتهای خانوادگی او استقبال کرد.
some goyim may not understand our holidays.
برخی از غریهودیها ممکن است تعطیلات ما را درک نکنند.
he often jokes about being a goy in a jewish neighborhood.
او اغلب در مورد اینکه یک غریهودی در یک محله یهودی است، شوخی میکند.
goyim can participate in our celebrations if invited.
غریهودیها میتوانند در جشنهای ما شرکت کنند اگر دعوت شوند.
understanding the term goy can help bridge cultural gaps.
درک معنای اصطلاح غیریهودی میتواند به پر کردن شکافهای فرهنگی کمک کند.
he feels like a goy at the family reunion.
او در دیدار خانوادگی احساس میکند که یک غریهودی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید