grady

[ایالات متحده]/ˈɡreɪdi/
[بریتانیا]/ˈɡreɪdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام مرد
شکل‌های واژه
جمعgradys

عبارات و ترکیب‌ها

talk to grady

با گریدی صحبت کن

grady said

گریدی گفت

ask grady

از گریدی پرسید

grady knows

گریدی می‌داند

with grady

همراه گریدی

grady's book

کتاب گریدی

grady's office

دفتر گریدی

thanks, grady

ممنون، گریدی

grady's team

تیم گریدی

find grady

گریدی را پیدا کن

جملات نمونه

grady finished his homework early.

گردي در کار خود به موقع پایان داد.

grady is a talented musician.

گردي یک موسیقی‌دان ماهر است.

grady moved to a new city last month.

گردي ماه گذشته به شهر جدیدی رفت.

grady and i went to the movies together.

من و گردي با هم به سینما رفتیم.

grady loves playing basketball on weekends.

گردي دوست دارد در ایام ایتیم بازی بسکتبال کند.

grady works at the local library downtown.

گردي در کتابخانه محلی شهر کار می‌کند.

grady adopted a cute golden puppy yesterday.

گردي دیروز یک گردوی زیبای طلایی به عنوان خانواده گرفت.

grady is currently studying computer science at university.

گردي حالا در دانشگاه به دانش کامپیوتر می‌پردازد.

grady visited his grandparents in the countryside.

گردي به دیدار پدربزرگ و مادربزرگش در روستا رفت.

grady can speak three languages fluently.

گردي می‌تواند سه زبان را به طور مسلط صحبت کند.

grady enjoys hiking and camping in the mountains.

گردي لذت می‌برد در تسلیم و اسکان در کوه‌ها.

grady bought a new mountain bicycle last week.

گردي هفته گذشته یک دوچرخه کوه‌نورد جدید خرید.

grady always helps his friends when they need assistance.

گردي همیشه وقتی دوستانش کمک نیاز دارند به آن‌ها کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید