grammy

[ایالات متحده]/'ɡræmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گرامافون؛ مادربزرگ؛ زن سالخورده.
Word Forms
جمعgrammys

عبارات و ترکیب‌ها

Grammy nomination

نامزدی گرمی

Grammy award winner

برنده جایزه گرمی

Grammy ceremony

مراسم گرمی

Grammy red carpet

قرمز گرمی

Grammy performance

اجای گرمی

Grammy acceptance speech

سخنرانی پذیرش گرمی

grammy award

جایزه گرمی

جملات نمونه

win a grammy award

برنده شدن جایزه گرمی

attend the grammy ceremony

حضور در مراسم گرمی

perform at the grammy stage

اجرا در صحنه گرمی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید