gramp's house
خانه پدربزرگ
gramp time
زمان پدربزرگ
gramp stories
داستانهای پدربزرگ
gramp's advice
نصیحتهای پدربزرگ
gramp memories
خاطرات پدربزرگ
gramp's garden
باغ پدربزرگ
gramp jokes
جکهای پدربزرگ
gramp visits
بازدیدهای پدربزرگ
gramp's chair
صندلی پدربزرگ
gramp's car
ماشین پدربزرگ
my gramp always tells the best stories.
پدربزرگم همیشه بهترین داستانها را تعریف میکند.
gramp loves to fish at the lake.
پدربزرگم عاشق ماهیگیری در دریاچه است.
every sunday, i visit my gramp for lunch.
هر یکشنبه برای صرف ناهار از پدربزرگم دیدار میکنم.
gramp taught me how to ride a bike.
پدربزرگم به من یاد داد چطور دوچرخه سواری کنم.
my gramp has a great sense of humor.
پدربزرگم حس شوخ طبعی فوق العادهای دارد.
gramp enjoys gardening in his free time.
پدربزرگم از باغبانی در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
i often help my gramp with his projects.
من اغلب به پدربزرگم در پروژههایش کمک میکنم.
gramp always has the best advice.
پدربزرگم همیشه بهترین نصیحتها را دارد.
my gramp played in a band when he was young.
وقتی جوان بود، پدربزرگم در یک گروه موسیقی مینواخت.
gramp enjoys sharing his life experiences.
پدربزرگم از به اشتراک گذاشتن تجربیات زندگی خود لذت میبرد.
gramp's house
خانه پدربزرگ
gramp time
زمان پدربزرگ
gramp stories
داستانهای پدربزرگ
gramp's advice
نصیحتهای پدربزرگ
gramp memories
خاطرات پدربزرگ
gramp's garden
باغ پدربزرگ
gramp jokes
جکهای پدربزرگ
gramp visits
بازدیدهای پدربزرگ
gramp's chair
صندلی پدربزرگ
gramp's car
ماشین پدربزرگ
my gramp always tells the best stories.
پدربزرگم همیشه بهترین داستانها را تعریف میکند.
gramp loves to fish at the lake.
پدربزرگم عاشق ماهیگیری در دریاچه است.
every sunday, i visit my gramp for lunch.
هر یکشنبه برای صرف ناهار از پدربزرگم دیدار میکنم.
gramp taught me how to ride a bike.
پدربزرگم به من یاد داد چطور دوچرخه سواری کنم.
my gramp has a great sense of humor.
پدربزرگم حس شوخ طبعی فوق العادهای دارد.
gramp enjoys gardening in his free time.
پدربزرگم از باغبانی در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
i often help my gramp with his projects.
من اغلب به پدربزرگم در پروژههایش کمک میکنم.
gramp always has the best advice.
پدربزرگم همیشه بهترین نصیحتها را دارد.
my gramp played in a band when he was young.
وقتی جوان بود، پدربزرگم در یک گروه موسیقی مینواخت.
gramp enjoys sharing his life experiences.
پدربزرگم از به اشتراک گذاشتن تجربیات زندگی خود لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید