gramp

[ایالات متحده]/ɡræmp/
[بریتانیا]/ɡræmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پدربزرگ
Word Forms
جمعgramps

عبارات و ترکیب‌ها

gramp's house

خانه پدربزرگ

gramp time

زمان پدربزرگ

gramp stories

داستان‌های پدربزرگ

gramp's advice

نصیحت‌های پدربزرگ

gramp memories

خاطرات پدربزرگ

gramp's garden

باغ پدربزرگ

gramp jokes

جک‌های پدربزرگ

gramp visits

بازدیدهای پدربزرگ

gramp's chair

صندلی پدربزرگ

gramp's car

ماشین پدربزرگ

جملات نمونه

my gramp always tells the best stories.

پدربزرگم همیشه بهترین داستان‌ها را تعریف می‌کند.

gramp loves to fish at the lake.

پدربزرگم عاشق ماهیگیری در دریاچه است.

every sunday, i visit my gramp for lunch.

هر یکشنبه برای صرف ناهار از پدربزرگم دیدار می‌کنم.

gramp taught me how to ride a bike.

پدربزرگم به من یاد داد چطور دوچرخه سواری کنم.

my gramp has a great sense of humor.

پدربزرگم حس شوخ طبعی فوق العاده‌ای دارد.

gramp enjoys gardening in his free time.

پدربزرگم از باغبانی در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

i often help my gramp with his projects.

من اغلب به پدربزرگم در پروژه‌هایش کمک می‌کنم.

gramp always has the best advice.

پدربزرگم همیشه بهترین نصیحت‌ها را دارد.

my gramp played in a band when he was young.

وقتی جوان بود، پدربزرگم در یک گروه موسیقی می‌نواخت.

gramp enjoys sharing his life experiences.

پدربزرگم از به اشتراک گذاشتن تجربیات زندگی خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید