graspings

[ایالات متحده]/ˈɡrɑːspɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡræspɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حریص
v. محکم گرفتن، درک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

grasping at straws

در حال تلاش ناامیدانه

grasping the concept

درک مفهوم

grasping the opportunity

به دست آوردن فرصت

grasping for attention

تلاش برای جلب توجه

grasping the meaning

فهمیدن معنا

grasping the fundamentals

درک اصول اساسی

grasping the situation

درک وضعیت

grasp at

سعی کردن برای گرفتن

جملات نمونه

they were regarded as grasping landlords.

آنها به عنوان زمین‌دارانی طمع‌کار مورد توجه قرار می‌گرفتند.

Near the end we were grasping at straws.

در نزدیکی پایان، ما داشتیم به دنبال حریصانه بهانه می‌گشتیم.

Be careful. Those grasping taxi-drivers might charge you too much.

مراقب باشید. آن رانندگان تاکسی طمع‌کار ممکن است بیش از حد از شما پول دریافت کنند.

The claws of a crab are used for grasping things,especially food.

پنجه‌های صدف برای گرفتن چیزها، به خصوص غذا استفاده می‌شوند.

schlong - "You have a nice schlong, Stingo, "she said, grasping me delicately but with a subtle knowing firmness .

اسخلنگ - "تو آلت تناسلی خوبی داری، استینگو،" او گفت، در حالی که من را به آرامی اما با اطمینان ظریفی در دست می‌گرفت.

He is grasping coarse small fist swiftly the ground runnings to go downhill, he runs faster more, always feel to rear cacodaemon is in come as drive out.

او با مشت‌های درشت و کوچک خود به سرعت زمین را در حال پایین رفتن می‌گیرد، سریع‌تر می‌دود، همیشه احساس می‌کند که یک کاکودیمون در عقب می‌آید تا بیرون رانده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید