grasping at straws
در حال تلاش ناامیدانه
grasping the concept
درک مفهوم
grasping the opportunity
به دست آوردن فرصت
grasping for attention
تلاش برای جلب توجه
grasping the meaning
فهمیدن معنا
grasping the fundamentals
درک اصول اساسی
grasping the situation
درک وضعیت
grasp at
سعی کردن برای گرفتن
they were regarded as grasping landlords.
آنها به عنوان زمیندارانی طمعکار مورد توجه قرار میگرفتند.
Near the end we were grasping at straws.
در نزدیکی پایان، ما داشتیم به دنبال حریصانه بهانه میگشتیم.
Be careful. Those grasping taxi-drivers might charge you too much.
مراقب باشید. آن رانندگان تاکسی طمعکار ممکن است بیش از حد از شما پول دریافت کنند.
The claws of a crab are used for grasping things,especially food.
پنجههای صدف برای گرفتن چیزها، به خصوص غذا استفاده میشوند.
schlong - "You have a nice schlong, Stingo, "she said, grasping me delicately but with a subtle knowing firmness .
اسخلنگ - "تو آلت تناسلی خوبی داری، استینگو،" او گفت، در حالی که من را به آرامی اما با اطمینان ظریفی در دست میگرفت.
He is grasping coarse small fist swiftly the ground runnings to go downhill, he runs faster more, always feel to rear cacodaemon is in come as drive out.
او با مشتهای درشت و کوچک خود به سرعت زمین را در حال پایین رفتن میگیرد، سریعتر میدود، همیشه احساس میکند که یک کاکودیمون در عقب میآید تا بیرون رانده شود.
grasping at straws
در حال تلاش ناامیدانه
grasping the concept
درک مفهوم
grasping the opportunity
به دست آوردن فرصت
grasping for attention
تلاش برای جلب توجه
grasping the meaning
فهمیدن معنا
grasping the fundamentals
درک اصول اساسی
grasping the situation
درک وضعیت
grasp at
سعی کردن برای گرفتن
they were regarded as grasping landlords.
آنها به عنوان زمیندارانی طمعکار مورد توجه قرار میگرفتند.
Near the end we were grasping at straws.
در نزدیکی پایان، ما داشتیم به دنبال حریصانه بهانه میگشتیم.
Be careful. Those grasping taxi-drivers might charge you too much.
مراقب باشید. آن رانندگان تاکسی طمعکار ممکن است بیش از حد از شما پول دریافت کنند.
The claws of a crab are used for grasping things,especially food.
پنجههای صدف برای گرفتن چیزها، به خصوص غذا استفاده میشوند.
schlong - "You have a nice schlong, Stingo, "she said, grasping me delicately but with a subtle knowing firmness .
اسخلنگ - "تو آلت تناسلی خوبی داری، استینگو،" او گفت، در حالی که من را به آرامی اما با اطمینان ظریفی در دست میگرفت.
He is grasping coarse small fist swiftly the ground runnings to go downhill, he runs faster more, always feel to rear cacodaemon is in come as drive out.
او با مشتهای درشت و کوچک خود به سرعت زمین را در حال پایین رفتن میگیرد، سریعتر میدود، همیشه احساس میکند که یک کاکودیمون در عقب میآید تا بیرون رانده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید