greenspace

[ایالات متحده]/ˈɡriːnˌspeɪs/
[بریتانیا]/ˈɡrinˌspeɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمینی که به طور جزئی یا کاملاً با چمن، درختان یا سایر پوشش‌های گیاهی پوشیده شده است؛ منطقه‌ای از زمین با چمن و گیاهان که اغلب در محیط‌های شهری یافت می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

urban greenspace

فضای سبز شهری

public greenspace

فضای سبز عمومی

community greenspace

فضای سبز محلی

natural greenspace

فضای سبز طبیعی

green greenspace

فضای سبز سبز

local greenspace

فضای سبز محلی

accessible greenspace

فضای سبز قابل دسترس

urbanized greenspace

فضای سبز شهری شده

sustainable greenspace

فضای سبز پایدار

designated greenspace

فضای سبز تعیین شده

جملات نمونه

greenspace is essential for urban living.

فضای سبز برای زندگی در شهر ضروری است.

many cities are increasing their greenspace for public health.

شهرهای زیادی فضای سبز خود را برای سلامت عمومی افزایش می‌دهند.

children benefit from playing in greenspace.

کودکان از بازی در فضای سبز بهره‌مند می‌شوند.

greenspace can improve mental well-being.

فضای سبز می‌تواند سلامت روان را بهبود بخشد.

community gardens are a great way to create greenspace.

باغ‌های محلی راهی عالی برای ایجاد فضای سبز هستند.

more greenspace leads to better air quality.

فضای سبز بیشتر منجر به بهبود کیفیت هوا می‌شود.

greenspace encourages social interaction among neighbors.

فضای سبز تعامل اجتماعی را در بین همسایگان تشویق می‌کند.

developers are now focusing on incorporating greenspace in projects.

توسعه‌دهندگان اکنون بر گنجاندن فضای سبز در پروژه‌ها تمرکز می‌کنند.

greenspace is important for biodiversity in cities.

فضای سبز برای تنوع زیستی در شهرها مهم است.

walking in greenspace can reduce stress levels.

پیاده‌روی در فضای سبز می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید