grissini

[ایالات متحده]/ɡrɪˈsiːni/
[بریتانیا]/ɡrɪˈsini/

ترجمه

n. نازک، نان ترد چوبی

عبارات و ترکیب‌ها

grissini sticks

چوب‌های گریسی‌نی

crispy grissini

گریسی‌نی ترد

grissini bread

نان گریسی‌نی

grissini basket

سبد گریسی‌نی

grissini snacks

میان‌وعده‌های گریسی‌نی

grissini and cheese

گریسی‌نی و پنیر

grissini platter

سینی گریسی‌نی

grissini wrap

پیاده‌گریسی‌نی

seasoned grissini

گریسی‌نی طعم‌دار

grissini pairing

هم‌نشینی گریسی‌نی

جملات نمونه

grissini are perfect for dipping in olive oil.

گریسینی برای غوطه‌ور کردن در روغن زیتون عالی هستند.

we served grissini as an appetizer at the party.

ما گریسینی را به عنوان پیش‌غذا در مهمانی سرو کردیم.

grissini can be paired with a variety of cheeses.

می‌توان گریسینی را با انواع پنیرها همراه کرد.

she loves to snack on grissini while watching tv.

او عاشق خوردن گریسینی هنگام تماشای تلویزیون است.

we made homemade grissini for the italian dinner.

ما گریسینی خانگی برای شام ایتالیایی درست کردیم.

grissini are a great addition to a charcuterie board.

گریسینی یک افزودنی عالی به تخته تشکیلات است.

he brought grissini to share with his friends.

او گریسینی را برای به اشتراک گذاشتن با دوستانش آورد.

grissini can be flavored with herbs and spices.

می‌توان گریسینی را با گیاهان و ادویه‌جات طعم‌دار کرد.

they enjoyed grissini with a glass of wine.

آنها از خوردن گریسینی با یک لیوان شراب لذت بردند.

grissini are a popular snack in italian cuisine.

گریسینی یک میان وعده محبوب در آشپزی ایتالیایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید