groundskeeper

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndskiːpə/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndskiːpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ورزشگاه، املاک، قبرستان و غیره) سرپرست

عبارات و ترکیب‌ها

groundskeeper duties

مسئولیت‌های سرپرست زمین

groundskeeper job

شغل سرپرست زمین

groundskeeper tasks

وظایف سرپرست زمین

groundskeeper responsibilities

مسئولیت‌های سرپرست زمین

groundskeeper position

موقعیت سرپرست زمین

groundskeeper training

آموزش سرپرست زمین

groundskeeper skills

مهارت‌های سرپرست زمین

groundskeeper equipment

تجهیزات سرپرست زمین

groundskeeper maintenance

نگهداری سرپرست زمین

groundskeeper services

خدمات سرپرست زمین

جملات نمونه

the groundskeeper maintains the garden beautifully.

نگهدارنده زمین، باغ را به زیبایی حفظ می‌کند.

the groundskeeper is responsible for the lawn care.

نگهدارنده زمین مسئولیت مراقبت از چمن‌ها را بر عهده دارد.

every morning, the groundskeeper checks the irrigation system.

هر روز صبح، نگهدارنده زمین سیستم آبیاری را بررسی می‌کند.

the school hired a new groundskeeper last week.

هفته گذشته، مدرسه یک نگهدارنده زمین جدید استخدام کرد.

our groundskeeper also plants seasonal flowers.

نگهدارنده زمین ما همچنین گل‌های فصلی می‌کارد.

the groundskeeper uses organic methods for pest control.

نگهدارنده زمین از روش‌های ارگانیک برای کنترل آفات استفاده می‌کند.

the groundskeeper keeps the sports fields in top condition.

نگهدارنده زمین زمین‌های ورزشی را در بهترین شرایط نگه می‌دارد.

the groundskeeper works early in the morning.

نگهدارنده زمین صبح زود کار می‌کند.

he learned the trade from his father, a skilled groundskeeper.

او این حرفه را از پدرش، یک نگهدارنده زمین ماهر، یاد گرفت.

the groundskeeper organizes community volunteer days.

نگهدارنده زمین روزهای داوطلبانه جامعه را سازماندهی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید