groundstroke

[ایالات متحده]/ˈɡraʊn(d)strəʊk/
[بریتانیا]/ˈɡraʊn(d)stroʊk/

ترجمه

v. به یک ضربه زمینی زدن؛ به توپ پس از اینکه روی زمین برخورد کرد، ضربه زدن
n. یک ضربه تنس که پس از اینکه توپ روی زمین برخورد کرد، زده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

groundstroke winner

گیتی کشیده شده

groundstroke rally

گیتی کشیده شده

deep groundstroke

گیتی کشیده شده عمیق

groundstroke exchange

گیتی کشیده شده

powerful groundstroke

گیتی کشیده شده قوی

groundstroke error

خطای گیتی کشیده شده

crosscourt groundstroke

گیتی کشیده شده عرضی

groundstroke approach

گیتی کشیده شده

groundstroke pattern

الگوی گیتی کشیده شده

groundstroke depth

عمق گیتی کشیده شده

جملات نمونه

the player unleashed a powerful groundstroke down the line to win the point.

بازیکن یک ضربه زمینی قوی را به سمت خط به کار برد تا امتیاز را ببرد.

her consistent groundstroke forced many errors from her opponent.

ضربه زمینی پایدار او باعث ایجاد خطا در حریف شد.

the coach emphasized the importance of a low-to-high swing path for effective groundstrokes.

مربی اهمیت مسیر ضربه زدن از پایین به بالا برای ضربه زمینی مؤثر را تاکید کرد.

he hit a devastating backhand groundstroke that left the crowd amazed.

او یک ضربه زمینی بازوی پشتی فاجعه‌آور زد که باعث تعجب جمع حاضر شد.

the match featured an intense groundstroke rally that lasted over thirty shots.

بازی یک رقابت شدید ضربه زمینی داشت که بیش از سی ضربه طول کشید.

improving groundstroke accuracy requires hours of repetitive practice.

بهبود دقت ضربه زمینی نیاز به ساعات تمرین تکراری دارد.

she varied the pace of her groundstrokes to keep her opponent off balance.

او سرعت ضربه زمینی خود را متغیر کرد تا حریف را از تعادل خارج کند.

the young athlete needs to develop more topspin on her forehand groundstroke.

ورزشکار جوان نیاز به توسعه چرخش بیشتر در ضربه زمینی دست راست دارد.

his strong groundstroke technique allows him to control rallies from the baseline.

فن ضربه زمینی قوی او به او اجازه می‌دهد تا از خط پایانی رقابت‌ها را کنترل کند.

a well-placed groundstroke can be as effective as a winner.

یک ضربه زمینی به درستی قرار گرفته می‌تواند به اندازه یک ضربه برنده مؤثر باشد.

the tournament showcased some of the most powerful groundstrokes in the sport.

رقابت‌ها برخی از قوی‌ترین ضربه‌های زمینی در این ورزش را نمایش داد.

she lost the point after hitting a forehand groundstroke into the net.

او پس از ضربه زدن ضربه زمینی دست راست در داخل زمین امتیاز را از دست داد.

the tennis club offers specialized training sessions focused on groundstroke development.

کلاس‌های ورزشی تنس امکان جلسات آموزشی متخصصی را فراهم می‌کند که روی توسعه ضربه زمینی متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید