guanines

[ایالات متحده]/ˈɡwɑːniːn/
[بریتانیا]/ˈɡwɑːniːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باز پورین که در اسیدهای نوکلئیک یافت می‌شود؛ 2-آمینو-6-هیدروکسی پورین

عبارات و ترکیب‌ها

guanine base

پایه‌ گوانین

guanine nucleotide

نوکلئوتید گوانین

guanine triphosphate

تری‌فسفات گوانین

guanine residue

باقی‌مانده گوانین

guanine oxidation

اکسیداسیون گوانین

guanine synthesis

سنتز گوانین

guanine analog

آنالوگ گوانین

guanine metabolism

متابولیسم گوانین

guanine pathway

مسیر گوانین

guanine function

عملکرد گوانین

جملات نمونه

guanine is one of the four main nucleobases in dna.

گوانین یکی از چهار باز نوکلئوتیدی اصلی در DNA است.

researchers study guanine to understand genetic coding.

محققان گوانین را برای درک رمزگذاری ژنتیکی مطالعه می‌کنند.

guanine pairs with cytosine in the dna structure.

گوانین با سیتوزین در ساختار DNA جفت می‌شود.

in rna, guanine is replaced by uracil.

در RNA، گوانین با اوراسیل جایگزین می‌شود.

guanine plays a critical role in cellular functions.

گوانین نقش حیاتی در عملکردهای سلولی ایفا می‌کند.

the synthesis of guanine is essential for life.

سنتز گوانین برای زندگی ضروری است.

scientists can measure guanine levels in blood samples.

دانشمندان می‌توانند سطح گوانین را در نمونه‌های خون اندازه‌گیری کنند.

guanine derivatives are used in various pharmaceuticals.

مشتقات گوانین در داروسازی‌های مختلف استفاده می‌شوند.

mutations in guanine can lead to genetic disorders.

جهش در گوانین می‌تواند منجر به اختلالات ژنتیکی شود.

guanine crystals can be observed under a microscope.

بلورهای گوانین را می‌توان با استفاده از میکروسکوپ مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید