guardianships

[ایالات متحده]/ˌɡɑːdiənˈʃɪps/
[بریتانیا]/ˌɡɑrdɪənˈʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسئولیت‌ها یا وضعیت یک سرپرست

عبارات و ترکیب‌ها

legal guardianships

نگهداری قانونی

temporary guardianships

نگهداری موقت

joint guardianships

نگهداری مشترک

full guardianships

نگهداری کامل

emergency guardianships

نگهداری اضطراری

voluntary guardianships

نگهداری داوطلبانه

parental guardianships

نگهداری والدین

court guardianships

نگهداری دادگاهی

limited guardianships

نگهداری محدود

financial guardianships

نگهداری مالی

جملات نمونه

the court decided on the guardianships of the children.

دادگاه در مورد سرپرستی کودکان تصمیم گرفت.

guardianships can be contested in a legal setting.

می‌توان سرپرستی را در یک محیط قانونی به چالش کشید.

many families seek guardianships for their elderly relatives.

خانواده‌های زیادی به دنبال سرپرستی برای اقوام مسن خود هستند.

he was awarded guardianships after the divorce.

پس از طلاق، سرپرستی به او اعطا شد.

guardianships involve significant responsibilities.

سرپرستی مسئولیت‌های قابل توجهی را شامل می‌شود.

she applied for guardianships to protect her niece.

او برای محافظت از خواهرزاده‌اش برای سرپرستی درخواست داد.

guardianships can be temporary or permanent.

سرپرستی می‌تواند موقت یا دائمی باشد.

they discussed the implications of guardianships at the meeting.

آنها پیامدهای سرپرستی را در جلسه مورد بحث قرار دادند.

legal advice is crucial when dealing with guardianships.

مشاوره حقوقی در هنگام برخورد با سرپرستی بسیار مهم است.

guardianships require regular reviews by the court.

سرپرستی نیاز به بررسی‌های منظم توسط دادگاه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید